X
تبلیغات
مجموعه هاي تلویزیونى ایرانی
واپسين كوچ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 14:56

كارگردان: غلامرضا صيامي زاده

مدير تصويربرداري: افشين عليزاده

صدابردار : مسعود شاهوردي 

گريمور : فرامرز بهرام پور

بازيگران:

    رامبد شکرابي ، زهره حميدي ، بهمن دان ، حوري اميري ، اميد آهنگر، حسين خاني بيک ، فرحناز منافي ظاهر

محصول: ۱۳۸۴سيماي مركز اردبيل

داستان جواني ايلياتي از عشاير دشت مغان را روايت مي کند که با پدرش بر سر نحوه زندگي مشکل پيدا مي کند و پس از مدتي ايل را رها مي کند و به تهران مي آيد و مشغول کارگري مي شود؛ اما بر اثر اتفاقي ناخواسته مرتکب قتل غيرعمد مي شود و ناچار به ايل بازمي گردد و همين موضوع آغاز تنشها و درگيري هاي تازه است.

جام جم آنلاين:

«واپسين کوچ » عنوان سريالي است که غلامرضا صيامي زاده آن را در 13قسمت 40دقيقه اي و به سفارش امور استان ها در شبکه سبلان اردبيل جلوي دوربين برده است.
به گفته صيامي زاده ، موضوع سريال درباره مشکلات عشاير منطقه است که به نوعي موجب رودررويي دوستان قديمي مي شود.
عمده مسائلي که در اين سريال تصوير شده ، زندگي کوچ نشيني و مظاهر شهرنشيني است که نسل جوان و نسل قديم را رودرروي هم قرار مي دهد. سريال واپسين کوچ در دامنه هاي سبلان و دشت مغان و بعضي مناطق تهران تصويربرداري شده است.
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

بوكين سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 14:48

كارگردان: محسن قصابيان - محمد باقري

نوشته: محمد باقري نيكو

مدير تصويربرداري: کامران مکري

صدابردار: يونس سواره

مدير توليد: احسان قصابيان 

طراح لباس و صحنه: حسام پيشه ور

طراح گريم: تينا افشار

بازيگران:

      بهرام ابراهيمي ، مرتضي کاظمي ، مهرداد ضيايي ، علي اکبر اميرآتشاني ، سعيده عرب ، پروين ملک زاده ، فروغ امجدي و سيداميرناصر جاويد

محصول: ۱۳۸۵ مركز مهاباد

بوکين ، داستان مرد ميانسالي به همين نام است که پس از 25 سال ، به مهاباد زادگاه خويش بازمي گردد و به کمک جواني به نام کوسار با شخص قدرتمندي به نام کيومرث هيرش درگير مي شود ، در حالي که کوسار دل در گرو عشق دختر هيرش يعني کژال دارد.

اين سريال را محسن قصابيان و محمد باقري در 13 قسمت 40 دقيقه اي تهيه و کارگرداني کردند.

«بوکين» را محمد باقري نيکو نوشته که در لوکيشن هايي در مهاباد و سردشت تصويربرداري شد. کار تصويربرداري اين سريال از 28 دي ۱۳۸۵ آغاز شد و حدود 2 ماه طول کشيد.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

كارآگاهان سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 14:37

كارگردان: حميد لبخنده

نويسنده: مسعود بهبهاني نيا

نور و تصویر: افشين احمدي

موسیقی: حمیدرضا صدری

تدوین: بابک رضاخانی

صدابردار: مرتضي اصلان زاده 

طراح صحنه و لباس: رضا ترابي

طراح گريم: مهري شيرازي

مدير توليد: اصلان مرتضايي

برنامه ريز: فرزاد رحماني

دستيار اول کارگردان: علي هاشمي

دستیاران کارگردان:کاوه قاسم زاده - امیر قاسم نیک

دستیاران نویسنده: علی اکبر بابالو - محمدرضا خالقی زاده

منشی صحنه: شقایق عزیزخانی

مدیران صحنه: محمد صادقی - مژگان عیوضی

صدابردار صحنه: احسان شفیعی پناه

دستیار صدابردار: مهدی یگانه

دستیار اول تصویرک عزیزاله ارجونی

مسئولین لباس: مریم احمدی - مهدیه اعظمی

عکاس صحنه: شکوفه هاشمیان

اجرای چهره پردازی: مهیاد میمی - رامین ظهوری

طراح جلوه های ویژه: داود رسولیان

اجرای جلوه های ویژه: حمید رسولیان

دستیار جلوه های ویژه: حمید رضازاده

مدیر تدارکات: رضا فرجی

گروه طراحی صحنه: بهنام کلامی - مرتضی ناظری - سیداحمد حسینی - مهیار شیوا

گروه تصویر: محمد زهی - سعید متولی - صادق امینی - کاوه مهرآبادی پور - امیر فرزان

سینه موبیل: رضا پیروی

مسئول خودروهای صحنه: غلامرضا سعیدی

مسئول هنروران: سلطانعلی ملکی - کبری بختیاری

گروه تدارکات: فریبرز رضائی - علی کمانی - محمدرضا شهبازی - پیمان خاوری - رسول عابدی

گروه خدمات: محسن عشق پور - سلطان جمالی - اسفندیار سلطان زاده

مسئول پذیرائی: محمدحسن گلابتونی

گروه ترابری: رضا میردباغ - محمدعلی رنگینی - یداله شهیدی - رضا لشگری - حامد قنبری - مهدی بحری - کامران عبداله زاده - نظامعلی خدابنده لو - عزت اله ساعی - رضا حیدری - عباس حاجی زاده

عکاس: شکوفه هاشميان

کارشناس و مشاوره انتظامي: سرهنگ عبدالله قاسمي

عنوانبندی: امیر ولیخانی

تهيه كنندگان: ايرج محمدي و مهران مهام

بازيگران:

     مهدي هاشمي- رضا خندان - زهره فکور صبور - كامران تفتي - شهروز ابراهيمي - اکبر زنجانپور - یلدا قشقائی - بهروز مسروری - اکبر احمدی - محمد پویا - پائیزه سیار - مرجان بهرامی - فرهاد روشن - فرشید فتحی - امید قربانی - کاوه قاسم زاده - کیمیا جناب 

محصول: ۱۳۸۶ - ۱۳۸۷

كارآگاهان پليس آگاهي به سرپرستي سرگرد ثنايي ماموريت رسيدگي فوري به پرونده‌هاي جرايم مختلف را در دستور كار دارند كه در اين مسير با اتفاقات و آدم‌هاي گوناگوني روبه‌رو مي‌شوند.

جام جم آنلاين:

فيلمنامه اين سريال را مسعود بهبهاني‌نيا نوشته كه چندي قبل از او سريال پرمخاطب «نرگس» را ديده‌ايم. بهبهاني‌نيا در اين سريال كه فضايي امروزي دارد، داستان‌هاي متفاوت پليسي را روايت خواهد كرد.

اين سريال داستاني امروزي را روايت خواهد کرد: کارآگاهان پليس آگاهي به سرپرستي سرگرد ثنايي ، ماموريت رسيدگي عاجل به پرونده هاي جرايم را در دستور کار دارند. گره گشايي از معماهاي پيچيده جرايم و کشف سرنخ هاي مهم براي دستگيري مجرمان در کنار آموزش هاي علمي ضمن خدمت کارآگاهان جوان از وظايف مهم سرگرد و دستيارانش است.
مجموعه «کارآگاهان» در هر قسمت يک پرونده را که براساس واقعيت شکل گرفته ، دستمايه داستان خود قرار مي دهد.
سريال «کارآگاهان» در 18 قسمت 45 دقيقه اي از سوي ايرج محمدي و مهران مهام ، تهيه کنندگان آثار موفقي چون «خانه به دوش »، «ترش و شيرين» و «متهم گريخت» (رضا عطاران) در گروه فيلم و سريال شبکه 3 سيما و با مشارکت نيروي انتظامي (ناجي هنر) تهيه شد.

کار تصويربرداري اين سريال هم اکنون در لوکيشن هايي در تهران ادامه دارد و بنابر پيش بيني ها حدود 6 ماه به طول خواهد انجاميد.
در هر قسمت اين سريال بجز بازيگران اصلي ، تعدادي بازيگر مهمان نيز حضور خواهند داشت.
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

شب هزار و يكم سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 14:24

كارگردان: علي بهادر

نويسنده: محمدهادي كريمي

مدير توليد: فرشته مهدي‌زاده

طراح صحنه و لباس: ژيلا مهرجويي

طراح گريم: محمد قومي

صدابردار: بهروز عابديني

دستيار اول كارگردان ومديربرنامه‌ريزي: داريوش جهانگيري

تدوين: شيرين وحيدي

عكاس: امير دباغيان

جلوهاي ويژه: داوود رسوليان

تهيه كننده: علي لدني

بازيگران:

     دانيال حكيمي، عليرضا خمسه و مهشيد افشارزاده ، سپيده گلچين، شيوا بلوريان، آرام جعفري، ناديا دلدار گلچين، كيومرث ملك‌مطيعي، عباس اميري، محمد فيلي، فخرالدين صديق‌شريف، اسماعيل سلطانيان، يوسف مراديان، پويا اميني، مينا جعفرزاده، شهرام پوراسد، ميلاد كي‌مرام، شيوا خنياگر و نعيمه نظام‌دوست 

محصول: ۱۳۸۷ - ۱۳۸۸ 

فيلمنامه شب هزار و يكم با محوريت دفاع‌مقدس توسط محمد‌هادي كريمي نوشته شده است. شخصيت اصلي فيلمنامه شب هزار و يكم، دكتر روان‌شناسي به نام سعيد موهبتي است كه همراه همسرش ليلا و تنها دخترش سارا زندگي خوبي را مي‌گذرانند، اما دختري كه از جنوب آمده آرامش زندگي آنها را برهم مي‌زند.

نقش دكتر موهبتي را دانيال حكيمي بازي مي‌كند و ايفاگر نقش ليلا، مهشيد افشارزاده است. در اين سريال عليرضا خمسه هم نقش دكتر فرنور را بازي مي‌كند.

تصويربرداري سريال شب هزار و يكم سال ۱۳۸۷در اهواز و در يك آسايشگاه جانبازان آغاز شد و گروه سازنده بعد از گرفتن سكانس‌هاي مربوط به آسايشگاه به تهران آمدند و سكانس‌هاي جنگي فيلمنامه را كه در فلاش‌بك شخصيت‌هاي داستان اتفاق مي‌افتد در شهرك سينمايي دفاع مقدس تصويربرداري كردند.
سريال شب هزار و يكم را علي لدني در13قسمت تهيه كرد.

گزارش پشت صحنه

دكتر سيفي با بازي حسين خاني بيك، دانيال حكيمي در نقش دكتر محبي و عليرضا خمسه در نقش دكتر فرنود از جمله پزشكان همسنگر در دوران جنگ هستند كه قرار است قصه پزشكان در زمان صلح را با گريزي به گذشته به تصوير بكشند.

عليرضا خمسه در حالي كه لباسي تيره‌رنگ پوشيده است با گريم دكتر فرنود به صحنه وارد مي‌شود و منتظر مي‌ماند تا با همراهي ساير عوامل صحنه تشييع جنازه دكتررهباني را از مقابل مسجد رسول‌الله كه در همان نزديكي‌هاست، بازي كند. از فرصت استفاده مي‌كنم و از اين بازيگر مي‌خواهم كمي درخصوص كاراكتر دكتر فرنود با توجه به اهميت نقشش در شب هزار و يكم بگويد.

او در آغاز به چندوجهي بودن اين شخصيت اشاره مي‌كند و مي‌گويد: دكتر فرنود از آدم‌هايي كه در جنگ حضور داشتند و همواره جزو افراد مخلص جامعه بودند، نيست. اين كاراكترشخصيتي چندوجهي دارد كه يك وجه آن به خاطرات دوران جنگ و همراهي او با ساير پزشكان برمي‌گردد، يك وجه ديگر او خانواده دوستي و دست آخر دنيا دوستي اوست كه بشدت به پول و رفاه چسبيده و درست به سبب همين وجوه است كه اين كاراكتر از ساير پرسوناژهاي مشابه او در اين مجموعه جدا مي‌شود، اما فهم كلي من از اين شخصيت دركي گذرا از گذشت زمان است؛ به اين معنا كه تغيير در رفتار آدم‌ها كه در طول زمان رخ مي‌دهد را در دكتر فرنود نيز مي‌توان ديد.

اما در اين ميان نكته جالب توجه اين است كه تماشاگران سيما و سينما عليرضا خمسه را بيشتر به عنوان بازيگر طنز مي‌شناسند. البته ناگفته نماند كه به نظر مي‌رسد اين بازيگر پس از سال‌ها فعاليت در عرصه كمدي به يكباره تغيير جهت داده و به بازي در نقش‌هاي جدي رو آورده و درست به دليل همين تغييرنگرش بود كه توانست سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل جشنواره فيلم فجر را براي بازي در فيلم «بيست» از آن خود كند؛ به همين سبب از او مي‌پرسم آيا كاراكتر دكتر فرنود در اين مجموعه، شخصيتي طنز است؟

وي در پاسخ مي‌گويد: رگه‌هايي از طنز در اين كاراكتر وجود دارد ولي همه شخصيت‌ها تقريبا جدي هستند و فرنود هم به همان اندازه‌اي كه در زندگي واقعي طنز وجود دارد از وجوه طنز بهره برده است؛ اما با همه اين اوصاف به عقيده من متفاوت‌ترين نقش در اين مجموعه دكتر فرنود است چرا كه ساير شخصيت‌ها تك بعدي هستند و معمولا هم بعد ارزشي آنها مطرح است. اما دكتر فرنود وجوه مختلفي دارد و از اين جهت براي من به عنوان يك بازيگر جذاب است.

و اما نكته آخر نخستين تجربه حضور اين بازيگر در حوزه دفاع مقدس است كه خمسه از اين حضور به عنوان حضوري موفق ياد مي‌كند و مي‌گويد: من تصور مي‌كنم ميزان موفقيت ژانر و گونه‌هاي سينمايي و تلويزيوني بر اصل باورپذيري استوار است. به اين معنا كه اگر يك بازيگر بتواند نقشي را آن‌گونه كه بايد، بازي كند و باورپذير جلوه دهد موفق عمل كرده است. حالا اين ژانر مي‌تواند كمدي، پليسي، جنايي يا تراژدي باشد.

برهمين اساس همه سعي من هم اين بوده كه شخصيت دكتر فرنود را باورپذير اجرا كنم؛ البته فكر مي‌كنم دكتر فرنود تنها نقشي بود كه طبق آنچه نوشته شده بود هدايت و اجرا شد و تقريبا هيچ تغييري نكرد اما چون اين كاراكتر نقشي متفاوت داشت، اين امكان را به من بازيگر مي‌داد كه رگه‌هايي از طنز را در آن ايجاد كنم و به عنوان نخستين تجربه بازي در گونه دفاع مقدس راضي هستم.

عوامل مجموعه «شب هزار و يكم» به سوي مسجدي كه قرار بود دكتر شهيد رهباني از آنجا تشييع شود، حركت كردند و از سوي ديگر اتوبوس‌ها و ميني‌بوس‌هايي با تعداد زيادي از هنروران در حالي كه لباس‌هاي سياه به تن داشتند از راه رسيدند و همه چيز براي تصويربرداري سكانس پر جمعيت تشييع جنازه اين دكتر كه در زمان جنگ شيميايي شده بود، آماده شد.

گروه صحنه تابوت بزرگي با پارچه‌اي ترمه‌دوزي شده و مزين به پرچم ايران را به صف جلوي عزاداران داد؛ دو هنرور پرچمي را كه رويش كه به خط زرد نوشته شده بود «شهادت مظلومانه شهيد دكتر مهرزاد رهباني به خانواده بزرگوار و جامعه پزشكان اسلامي تسليت باد» حمل مي‌كردند و زنان هنرور در حالي كه چادر مشكي به سر داشتند در صف آخر ايستادند.

گل‌هاي گلايل با روباني سياه تزئين شده و عكس دكتر رهباني (فخرالدين صديق شريف) هم كنار اين دسته‌گل‌ها مقابل ورودي مسجد قرار گرفت و جمعيت حاضر لااله‌الا‌‌الله گويان و تابوت به دوش به سوي مسجد راه افتادند. دكتر فرنود (عليرضا خمسه) همراه حامد(ميلاد كي‌مرام) به عنوان ميزبان كنار در مسجد ايستاده بودند.

صداي گريه و مويه به گوش مي‌رسيد. تابوت به همراه جمعيت به داخل مسجد رفت و حاضرين يكي يكي تسليت مي‌گفتند. مردي ناشناس به دكتر فرنود نزديك شد و گفت: آقاي دكتر ببخشيد من حرفي براي گفتن ندارم...واقعا ندارم و با چشم به حامد اشاره مي‌كند و پسرك در حالي كه سعي مي‌كند خونسردي خود را حفظ كند، مي‌گويد: نمي‌شه كه نيام، به خاطر علي بايد مي‌آمدم.

فرنود: شما از كجا همديگر رو مي‌شناسين كه من خبر ندارم ؟

حامد: دكتر موهبتي همه ما را دور هم جمع كرد و با هم آشنا كرد.

دكتر فرنود سرخود را به علامت رضايت تكان مي‌دهد و همراه با باقي جمعيت به داخل مسجد مي‌رود.

اين سكانس با فرمان كات علي بهادر به پايان رسيد. فرصت را تا رسيدن چاي صحنه غنيمت دانستم و از او خواستم تا درباره روند ساخت اين مجموعه تلويزيوني بگويد.

وي در اين‌باره گفت: اين مجموعه روايت چند پزشك است كه هر كدام از آنها در شرايط فعلي مشغول به كاري هستند. برخي از اين اشخاص از روزهاي آرمانگرايي دوران دفاع مقدس فاصله گرفتند و آدم‌هاي گذشته نيستند. در واقع شب هزار و يكم تحليلي از وضعيت اجتماعي امروز است؛ به اين معنا كه افرادي را با افكار مختلف مي‌بينيم كه هركدام به اهداف و آرمان‌هاي خود پايبند بودند و برخي از آنها همچنان هستند و برخي ديگر كمي استحاله يافته‌اند.

در واقع شب هزار و يكم تحليلي از وضعيت اجتماعي امروز است؛ به اين معنا كه افرادي را با افكار مختلف مي‌بينيم كه هركدام به اهداف و آرمان‌هاي خود پايبند بودند

جدا از تحليل دوران گذشته و گذر آدم‌ها به دنياي امروز، برشي از ايثار پزشكان در بيمارستان‌هاي صحرايي در دوران جنگ و البته مسائلي كه پزشكان با آن روبه‌رو بودند بر مي‌گردد.

صحبت بهادر به اينجا كه رسيد اين سوال پيش آمد آيا ضرورت خاصي براي به تصوير كشيدن تلاش پزشكان در مجموعه دفاع مقدس وجود داشت؟ اين كارگردان در پاسخ به اين سوال به تجربيات خود از كار در گروه دفاع مقدس تلويزيون اشاره كرد و گفت: در مقطعي مسوول گروه دفاع مقدس تلويزيون بودم و تا اندازه‌اي به حوزه دفاع مقدس و مسائل پيرامون آن در بحث سريال‌سازي اشراف دارم و معتقدم با وجود فعاليت‌هاي فراواني كه در حوزه دفاع مقدس صورت گرفته، هنوز آن‌گونه كه بايد در حوزه پزشكي طي دوران جنگ فعاليتي انجام نشده است، چرا كه پيش از اين مجموعه تلويزيوني «رقص پرواز» در حوزه پزشكي ساخته شد.

اما به نظرم قصه «شب هزار و يكم» داستان جذابي در حوزه پزشكي در دوران جنگ است. پيش از اين در حوزه‌هايي چون بحث مهندسي جنگ و فعاليت‌هاي سپاه و ارتش به گونه‌هاي مختلف كار كرده‌ايم، گرچه همه كارهايي كه تاكنون انجام شده حق مطلب را كم ادا كرده چرا كه اصولا كارهايي كه در دوران جنگ انجام شده حركت‌هاي بزرگي بوده و ما هنوز جا دارد بدرستي روي موضوعات مختلف كار كنيم و داشته‌هاي ارزشمند آن دوران را به نسل جوان نشان دهيم.

جوانگرايي يكي از بحث‌هايي است كه همواره از دغدغه‌هاي گروه‌هاي سريال‌سازي در حوزه دفاع مقدس بوده است. كما اين‌كه چندي پيش‌گل‌هاي گرمسيري با همين انگيزه ساخته و پخش شد. به‌همين سبب از اين كارگردان كه مجموعه تلويزيوني بهترين تابستان من با بازي علي صادقي را در كارنامه خود داشت، كه به‌نوعي دغدغه پسركي نوجوان براي رفتن به جنگ بود، خواستم درباره بحث جوانگرايي در اين مجموعه بگويد.

او به شكاف نسل‌ها اشاره كرد و گفت: بحث شكاف نسل‌ها از جمله بحث‌هايي است كه همواره وجود دارد و در حوزه دفاع مقدس هم ارزش‌هايي وجود داشته كه نسل جوان بايد آنها را بدانند اما متاسفانه در بيان حقايق آن دوران كم كاري و اجحاف‌هايي صورت گرفته است. به نظرم در اين قصه جوانگرايي با ورود نسل جديد بدون اين‌كه خود بداند در ماجرا صورت مي‌گيرد.

ميلاد كي‌مرام بازيگر جواني است كه در مجموعه شب هزار و يكم جدي‌ترين حضورخود درعرصه تلويزيون را تجربه مي‌كند. از همين رو در ابتدا از اين بازيگر جوان خواستم درخصوص چگونگي حضور خود در عرصه بازيگري بگويد. اولين كار جدي كه داشتم يك مجموعه تلويزيوني با آقاي پاك‌سرشت در شهرستان بود، ولي بعد از اين‌كه به تهران آمدم، اولين كار تلويزيوني را در مجموعه خواستگاران نوشته گلاب آدينه تجربه كردم و پس از آن در كنار سعيد ابراهيمي‌فر تله‌فيلم‌هاي تخت جمشيد در روزولت و ماه در تاريكي را با موضوع انقلاب تجربه كردم تا اين‌كه بازي در نقش حامد در شب هزار و يكم را پذيرفتم و خوشحالم كه نخستين تجربه در حوزه دفاع مقدس را با اين گروه كسب مي‌كنم و خوشبختانه آقاي بهادر هم دست مرا در اجرا باز گذاشته و من هم در نوع بازي به گونه‌اي عمل كردم كه تماشاگر آن را دوست داشته باشد و هفته به هفته پيگيري كند.

كي‌مرام در ادامه به ويژگي كاراكتر اشاره كرد و گفت: روز اول كه فيلمنامه را خواندم، ديدم آنقدر جذابيت ندارد، اما چون كليت داستان را دوست داشتم، پذيرفتم در اين نقش بازي كنم. اين موضوع را با آقاي بهادر هم درميان گذاشتم و قرار شد طبق برداشت خودم با بازي‌‌اي كه ارائه مي‌كنم تغييراتي در آن بدهم.

وي در پايان درباره تغييرات ايجاد شده گفت: در شخصيت‌پردازي، كاراكتر حامد بدرستي پرداخته نشده بود و اگر او را از كل داستان برمي‌داشتيم، اتفاقي در روند فيلمنامه ايجاد نمي‌شد و من حداقل كاري كه كردم اين بود كه اين شخصيت را بار ديگر در بازي خود احيا كردم و به نوعي حامد را شناسنامه‌دار كردم. تاكنون حدود 70 درصد از تصويربرداري سريال شب‌ هزار و يكم به پايان رسيده است و گروه سكانس‌هاي باقيمانده را در تهران تصويربرداري خواهد كرد. هوا ابري شد و قطره‌هاي باران روي جمعيت عزادار و گروه تصويربردار مي‌باريد.

پريسا ساساني

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

شب مي گذرد سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 14:11

كارگردان: راما قويدل

نويسنده: عباس نعمتي

مشاور فيلمنامه: مهدي ارگاني

مدير تصويربرداري: حميد احمدي

طراح صحنه و لباس: اصغر نژادايماني

صدابردار همزمان: محمد شيوندي

صداگذاري و تركيب صداها: عليرضا حسيني - سيدمحمد كشفي

طراح چهره‌پردازي: محمدرضا قومي

تدوين: نيما حسندوست 

آهنگساز: امير توسلي

نور: محمد نداف

برنامه‌ريز و انتخاب بازيگر: مهسا كرامتي

جلوه هاي ويژه ميداني: محسن روزبهاني

جلوه هاي ويژه تصويري و عنوانبندي: سينا قويدل

دستيار اول كارگردان: فواد چاومه

منشي صحنه: زهرا جعفري - بهناز تاجيك

جانشين توليد: داود معدني

مدير تداركات: سعيد معدني

مدير توليد: مجيد معدني

مجري طرح: سعيد سعدي

تهيه كننده: مهدي همايونفر

بازيگران:

      مجيد مظفري - پرويز پورحسيني - فرخ نعمتي - كورش تهامي - مهدي پاكدل - عمار تفتي - محمد عمراني - شقايق دهقان - قربان نجفي - فريد قبادي - حديث ميراميني - مجتبي رجبي - منظر لشكري - مهوش صبركن - شهرام پوراسد - مهرداد فلاحتگر - ساناز كيهان - ويدا شهشهاني - سيروس گرجستاني - مريم عبدالملكي - محمد سيرتي - فرامرز كرامتي - اكبر قدمي - اميرحسين آسودگان - ساقي زينتي - يحيي توسلي - كريم قرباني - رضا رباني - علي علي دوستي - روح اله مهرابي - محمود ياراحمدي - پروانه رحماني - حميد جوكار - عليجان كريمي لقب - عباس عليرضا - مهدي باب الحوائج - علي فرهادزاده - مجيد ذوالفقاري - فرشته احمدي - يوسف قليچ - سروش كريمي نژاد - اميد مظاهري - محمدحسين نوروزي - مرتضي فراهاني - تيمور اشرفي نيا - علي حشمتي - جعفر امام داد. 

محصول: ۱۳۸۷

داستان درباره دو پزشك پدر و پسر است كه سال 54 در يك شهرستان مشغول خدمت هستند، اما در كنار طبابت فعاليت سياسي هم انجام مي‌دهند. ساواك بشدت در پي پيدا كردن مسببان خرابكاري‌هاست. اين ماجراها با جرياناتي كه در خانواده و محله قديمي آنها مي‌گذرد، تلفيق مي‌شود و تا سال 58 ادامه پيدا مي‌كند.

به گزارش جام جم آنلاين به نقل از سايت شبكه تهران، سريال «شب مي‌گذرد» نگاهي به حوادث و وقايع دهه 50 از ديدگاه اجتماعي دارد كه در قالب داستان‌هاي جذاب به تعداد 20 قسمت 45 دقيقه‌اي به تصوير كشيده مي شود.

در اين داستان‌ها مواجه نسل‌هاي مختلف با مسائل انساني و فرايندي كه در نهايت به انقلاب منجر مي‌شود، مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

پيام اصلي مجموعه، انعكاس فداكاري‌ها و ايثار مردم در زمان انقلاب است. عنايتي مأمور سرسخت‌گير ساواك مأمور مي‌شود تا در خانه معلمي دستگاه شنود بگذارد. او به بهانه مامور برق وارد خانه مي‌شود و دستگاه شنود را وصل مي‌كند و...

قصه «شب مي‌گذرد» كه فضايي خانوادگي نيز دارد، از سال 54 شروع مي‌شود و تا سال 57 ادامه مي‌يابد.

اين مجموعه كه اولين تجربه «راما قويدل» در ساخت سريال به حساب مي آمد براي اولين بار بهمن 87 ازگروه فيلم وسريال شبكه تهران پخش شد.

به گزارش خبرنگار جام جم اين سريال كه «شب مي‌گذرد» نام دارد، داستاني جذاب از حوادث و وقايع دهه 50 را كه به انقلاب اسلامي منتهي مي‌شود، روايت مي‌كند. تهيه‌كننده اين سريال، مهدي همايون‌فر است و راما قويدل، آن را براساس فيلمنامه‌اي از عباس نعمتي كارگرداني مي‌كند.

نقش پزشك جوان را مهدي پاكدل و نقش پدرش را پرويز پورحسيني بازي مي‌كنند كه آنها را به ترتيب به نام‌هاي دكتر اميرحسين و دكتر رفيعي مي‌شناسيم. يكي از ماموران ساواك هم كورش تهامي است كه اسمش عنايتي است و ما او را از جايي مي‌شناسيم كه براي گذاشتن دستگاه شنود در خانه يك معلم، به بهانه مامور برق وارد خانه مي‌شود.

سيروس گرجستاني برخلاف نقش‌هاي كمدي و شيرين اين چند سال، اين بار نقش رئيس ساواك را دارد و مجيد مظفري در نقش جعفر، كسي است كه همسرش 15 سال پيش به خاطر نظر سوء ساواك، خودكشي كرده و خودش را هم به جاي دوردستي تبعيد مي‌كنند و حالا كه به شهر برگشته است، قصد انتقام دارد. عمار تفتي در نقش فريد از دوستان دكتر اميرحسين است و با اين كه فعاليت انقلابي مي‌كند، به مرور از جاهاي ديگر سردرمي‌آورد.

بهناز جعفري هم همسر اميرحسين است. قربان نجفي، شقايق دهقان و فرخ نعمتي هم به ترتيب در نقش برادر جعفر، همسر برادر جعفر و قاضي شهر در اين سريال ايفاي نقش مي‌كنند.

 همايون‌فر، تهيه‌كننده كار در گفتگو با «جام‌جم» مي‌گويد كه براساس آخرين توافقات انجام شده، پخش كار از 12 بهمن، روز اول دهه فجر آغاز مي‌شود و با وجود تعطيلات موجود در ماه صفر تا قبل از محرم و صفر، به پايان مي‌رسد.

وي با اشاره به پيچيدگي‌ نمايش تغيير يك نظام از پادشاهي به جمهوري، مي‌گويد: خيلي مهم است كه بتوانيم تغييراتي را كه در اين نسل، اتفاق افتاده است، بدرستي نشان بدهيم. براي همين درباره تك تك شخصيت‌ها فكر شده و براي آنها برنامه‌ريزي كرده‌ايم. ضمن اين، تجربه عباس نعمتي براي نوشتن «تا صبح» كه همين حال و هوا را داشت، خيلي مفيد واقع شد.

تصويربرداري كار از اوايل آبان ۱۳۸۷ آغاز شده و لوكيش‌هاي آن در تهران و كرج است. شب مي‌گذرد در گروه فيلم و سريال شبكه تهران توليد مي‌شود.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

سلطان صاحبقران سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 13:59

كارگردان: علي حاتمي

فيلم نامه نويس: علي حاتمي

فيلمبردار: علي رضا مجاوري

سرپرستان گويندگان: ناصر طهماسب، صنعان كياني

تدوينگر: موسي افشار

موسيقي متن: واروژان

لابراتوار: تلويزيون ملي ايران (ناصرالدين شهراد، رضا همتي، عوض مرادي)

عكاس: جعفر اكبري

طراح صحنه و لباس: علي حاتمي

صورتگر: ناصر لاله زاري

تهيه كننده: تلويزيون ملي ايران

دستيار تهيه كننده: حسن ارتباطي

بازيگران:

       جمشيد مشايخي، زري خوشكام، پرويز فني زاده، ايرن، سعيد نيك پور، ناصر ملك مطيعي، محمود نوربخش، سعيد امير سليماني، صادق بهرامي، سعيد پور صميمي، كنعان كياني، اسماعيل داورفر، مرتضي احمدي، جهانگير فروهر، مهري وداديان، مرضيه برومند، عباس دسترنج، سيروس حسن پور، رضا بابك، محسن هرندي

        سال نمايش         

طول: 13 قسمت. سياه و سفيد. محصول: تلويزيون ملي ايران. سال نمايش: 15 آبان1354 (تلويزيون دو امروز) و 7 تير 1356 (سيماي ايران). گونه: تاريخ معاصر.

    خلاصه داستان    

 در روز دوازدهم ذيقعده سال 1313 مليجك (پرويز فني زاده) ناصرالدين شاه (جمشيد مشايخي) را از خواب بيدار مي‌كند. ناصرالدين شاه با توجه به اين كه منجم باشي پيش‌گويي كرده است كه پس از پنجاه سال سلطنت ممكن است كه عليه جان او سوء قصد شود نگران است. او اعلام مي‌كند كه مايل نيست كسي را ملاقات كند، و سپس رييس نظميه و حكيم باشي را به حضور مي‌پذيرد و براي سرگرمي صورت مليجك را نقاشي مي‌كند. از فحواي كلام او اين طور بر مي‌آيد كه از رفتار خود با ميرزاتقي خان اميركبير (ناصر ملك مطيعي) و بركنار كردن او پشيمان است. ناصرالدين شاه به تدريج در رؤيا فرو مي‌رود و روز انتصاب اميركبير و راهنمايي‌هاي اثربخش او را به خاطر مي‌آورد. مهدعليا (ايرن)، مادر ناصرالدين شاه، با داماد خود اميركبير به لجاجت برمي‌خيزد و نزد دخترش عزت‌الدوله (زري خوشكام)، كه به ديدار او آمده، از امير گلايه مي‌كند. عزت‌الدوله مي‌كوشد اختلافات امير و مادر را برطرف كند. عزت‌الدوله همسرش را در جريان حوادث روز قرار مي‌دهد و امير نظام را از نقشة شومي‌كه مادرش عليه او چيده آگاه مي‌سازد. در اين اثنا ميرزا آقا خان نوري (جهانگير فروهر) كه به جرم اختلاس به كاشان تبعيد شده بود نقض قانون كرده وارد تهران مي‌شود و براي فرار از مجازات بست مي‌نشيند. ميرزاتقي خان براي پايان دادن به بست نشستن ميرزا آقاخان زنجيرهايي را كه او خود را با آن بسته است پاره مي‌كند؛ اما ميرزا آقاخان با مهدعليا تباني مي‌كند تا دشمن مشترك خود، اميركبير، را از ميان بردارند. سفارت انگليس ميرزا آقاخان را تحت حمايت خود قرار مي‌دهد. با بازگشت قبلة عالم از سفر جهان خانم (مهد عليا) خود را محتضر و رو به موت نشان مي‌دهد و با جلب ترحم سلطان براي ميرزاآقاخان شفاعت مي‌خواهد.         

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

روزی بود روزی نبود سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 13:54

تهیه کنند و کارگردان: سیدمحمد مختاری

نویسندگان: محمد مختاري ، جواد ستوده‌نيا، اميرعباس پيام، محسن رفيعي و سعيد گنجي

براساس قصه هائي از ميرمحمد كياني

مدير تصويربرداري: سيدحسن سيدي پريشان

صدابردار: عباس كياپور

طراحان گريم: احسان روناسي و شيوا پاك‌نيت 

طراح صحنه و لباس: محمود فتح‌نيا 

مدير توليد: ابوالفضل كوه‌ميشي

بازیگران:

   كرامت رودساز، محمد فيلي، ايمان افشاريان، سيدمحمد باباحيدري، مهران احمدي، حسين پرستار، داوود فتحعلي‌بيگي، محمد اسدي، علي يازرلو، محمدرضا خسروي، محمدباقر صفانور و...

محصول: ۱۳۸۸

به گزارش مهر، اين مجموعه در 26 قسمت 30 دقيقه‌اي تهيه شده و فيلمنامه آن به سرپرستي محمد مختاري و همكاري جواد ستوده‌نيا، اميرعباس پيام، محسن رفيعي و سعيد گنجي براساس قصه‌هايي از محمد ميركياني نوشته شد. مجموعه «روزي بود روزي نبود» روايتگر متون كهن ايران همچون مثنوي معنوي، كليات شيخ بهايي و... است.

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

حلقه سبز سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 11:46

نويسنده و كارگردان: ابراهيم حاتمي كيا

تهيه کننده : محمد پيرهادي

مديرتصويربرداري: سيروس عبدلي 

مدير صدابرداري: اصغر آبگون

صداگذاري و ميکس: مهرداد جلوخاني 

تدوين: مهدي حسيني وند

طراح صحنه: داريوش پيرو

طراح گريم: محمدرضا قومي

جلوه هاي ويژه: رضا فخاريه

بازيگردان: محمد حاتمي و شکرخدا گودرزي

برنامه ريزي و دستيار اول: عليرضا شمس شريفي و محمد حجت ذيجودي 

آهنگساز: کارن همايونفر 

عکاس: اسماعيل حاتمي کيا

بازيگران:

      حمید فرخ‌نژاد، سیما تیرانداز،محمد حاتمی،حمیرا ریاضی،آتش تقی پور،محمد علی ساربان،حسین افشار، مارال فرجاد،فرحناز منافی ظاهر،لعیا باستانی،نعیمه نظامدوست،ناهید مسلمی،افسانه ناصری، ویدا شهشهانی،طوفان مهردادیان ، نسيم ادبي و بهرام عليان 

محصول: ۱۳۸۴ -  ۱۳۸۶

داستان سريال حلقه سبز که در بستر يک درام اجتماعي طي 7 روز رخ مي دهد از زماني آغاز مي شود که حسن گلاب با بازي سيروان اسدنژاد که يک معلول حرکتي است بر اثر اتفاقي از صندلي چرخدار خود سقوط مي کند و از بالاي يک پل هوايي به داخل يک اتوبان مي افتد. او دچار مرگ مغزي مي شود و از همين زمان روح او که نقشش را حميد فرخ نژاد ايفاء مي کند به حرکت در مي آيد. در بيمارستاني که او بستري است ، پرستاري به نام گلبهار روزبهان مي تواند اين روح را مشاهده کند. حسن گلاب و گلبهار با يکديگر به سفر مي روند. زنجان ، استان گيلان ، استان مازندران ، تاکستان ، کرج ، شهريار و... مقصد اين سفر دو نفره است. سفري که در هر شهري شخصيت هايي از داستان روايت گر قصه اين روح سرگردان هستند.

جام جم آنلاين:

«حلقه سبز» دومين سريال ابراهيم حاتمي کيا با پرداختن به مضاميني همچون زندگي پس از مرگ ، معاد و برزخ پاييز سال 86 از شبکه 3 سيما پخش شد.


     مهندس عزت الله ضرغامي در جمع هنرمندان سريال «حلقه سبز» با اشاره به داستان پر کشش و خلق شخصيت هاي ويژه آن گفت : طبق تجربه اي که تاکنون در سازمان صدا و سيما داشته ايم ، اگر قصه سريالي تاثيرگذار باشد؛ باعث خواهد شد تا در زمان نمايش ، مخاطب قابل توجهي را به دنبال داشته باشد. ضرغامي با تقدير از دست اندرکاران ساخت اين سريال ، مديران شبکه 3 سيما و وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي سريال حلقه سبز را از جهت پرداختن به موضوع هاي مهم و متعددي که همه آنها از ضروريات جامعه امروز است ، اثري متفاوت خواند و افزود: يکي از اين ويژگي ها نگاه جديد به حيات و زندگي پس از مرگ و نيز نگاهي تازه به ايثار و از خود گذشتگي است که حکمت حاکم بر جهان مافوق آن چيزي است که انسان ها در زندگي خود جستجو مي کنند.
يک روح سرگردان
ابراهيم حاتمي کيا ، کارگردان سريال حلقه سبز نيز در گفتگو با خبرنگار جام جم گفت : در حلقه سبز سعي کرده ام تجربه اي تازه انجام دهم البته تجربه هاي تازه هميشه با موفقيت همراه نيست اما اين مساله از کليشه هاي رايج و تکراري بهتر است که اغلب موارد هم جواب مي دهد. همچنين محمد پيرهادي ، تهيه کننده اين سريال در گفتگو با جام جم با اشاره به تدوين همزمان اين سريال توسط مهدي حسيني وند از پخش اين سريال در پاييز سال 86 خبر داد و گفت : توافق اوليه براي ساخت سريالي 13 قسمتي بوده که احتمالا اين تعداد از قسمت ها افزايش خواهد داشت . وي حلقه سبز را اثري توصيف کرد که در بستري اجتماعي ، پرداخت دقيق تري از زندگي بشري را از زوايايي کاملا عرفاني مطرح مي کند. وي به استفاده از جلوه هاي متعدد رايانه اي در اين سريال اشاره کرد و گفت : اين بخش از کار توسط رضا فخاريه انجام خواهد شد.
محمد حاتمي ، بازيگردان و يکي از بازيگران اصلي اين سريال نيز به خبرنگار ما ياد آور شد: در اين سريال حدود 15 بازيگر در نقش هاي اصلي حضور دارند. حميد فرخ نژاد و سيما تيرانداز دو نقش اصلي را ايفائ مي کنند و آتش تقي پور ، حميرا رياضي ،  و... نيز ازديگر بازيگران هستند. وي اين سريال را از اين جهت حائز اهميت دانست که در آن به بسياري از بازيگران جوان و ناشناخته سينما و تلويزيون امکان داده شده تا توانايي هاي خود را در قالب نقش هاي مختلف بروز دهند.
تصويربرداري اين سريال که در 18 قسمت 50 دقيقه اي آماده شده ،10 ماه طول کشيده است. «حلقه سبز» که پس از خاک سرخ ، دومين سريال تلويزيوني حاتمي کيا محسوب مي شود، داستان عجيبي دارد، اين داستان قصه آدمي را روايت مي کند که دچار ضربه مغزي شده است.
از سويي اطرافيانش به دنبال پيوند اعضاي اين آدم به نيازمندان هستند؛ اما خيلي زود متوجه مي شوند که روح اين آدم حاضر نيست ، اعضايش از طريق ديگران تقسيم شود، بلکه تلاش مي کند خود اعضاي بدنش را به کساني که دوست دارد، هديه دهد. 
ابراهيم حاتمي کيا، فيلمساز صاحب نام سينماي ايران با اشاره به جايگاه ويژه تلويزيون گفته بود: تعداد مخاطبان تلويزيون نسبت به سينما خيلي بيشتر است و وجه آرماني اين مساله برايم بسيار ارزشمند است ؛ چراکه در اين مجموعه با افرادي برخورد مي کنم که به سينما دسترسي ندارند و از فرصت کافي هم براي رفتن به سينما برخوردار نيستند. پس من از طريق تلويزيون مي توانم با آنها ارتباط برقرار کنم.
فيلمنامه اين سريال را خود حاتمي کيا به نگارش درآورده است .
تصويربرداري اين سريال در لوکيشن هاي مختلفي در مازندران ، گيلان ، زنجان ، شهريار و... انجام شده است.
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

آینه های نشکن سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 10:9

نویسنده و کارگردان: جواد اردکانی

مشاور نویسنده: دکتر مهدی کرمی

مدیر تصويربرداری: فرشاد گل سفيدي

تدوين : بابك رضاخاني

موسیقی: حمیدرضا صدری

طراح صحنه و لباس: آيدين ظريف

دستيار اول کارگردان و برنامه ريز: عليرضا نجف زاده 

طراح چهره پردازي: نويد فرح مرزي

صدابردار: مسعود دادگري

عکاس: روح الله آخوندي

برنامه ریز: شیرین خشائی

ناظر کیفی: رحمان سیفی آزاد

مدیر تولید: شهرام دانشپور

صداگذاری و میکس: ساسان نخعی

مدیر تدارکات: محمود ریحان صفت

جانشین تولید: حسن خضرآبادی

با سپاس از ذبیح اله خاکسار

منشی صحنه: یاسمن کفایتی

تولید بخش دبی: امیر نیک سرشت

تیتراژ: علی مریخی

آنونس: عبدالحمید خزائی

دستیاران کارگردان: رضا شهریاری - بیژن حجازی - سیدابراهیم کاظمینی

دستیاران برنامه ریز: ماهان دریائی - افشین رضائی - سحر ضیائی

دستیاران تدوین: مجید حسنی - مریم جلالی

هماهنگی صدا و تصویر: نیما حسندوست

مترجمان: نادر امینی - نرگس انصافی - رضا عربگری

دستیار اول تصویر: فرزام گلسفیدی

دستیاران تصویربرداری: جعفر مظلوم - حسین خضرآبادی - مجتبی خادمیان - باقر گلسفیدی

مدیر صحنه: محمد کفاشیان

دستیاران صحنه و لباس: سیاوش درخشی - مرضیه کرمی - پژمان ابراهیمی - محمد قوسی پور

دوخت لباس: زهرا بهرامی

اجرای گریم: ارشاد فرهمندی - مرضیه اشتیانی - زهرا کمالی

دستیاران صدا: مهرداد دادگری - احسان نوبخت - مهران بهروزی نیا

طراح و مدیر بخش اکشن: پیمان ابدی

دستیار اول: علیرضا قره خانی

دستیار دوم: احسان صالحی

گروه بدلکاران ابدی: حمید ماندی - احسان میرزائی - محمدرضا شجاع - نادر مصطفوی - کیوان جعفری - احسان ایمانی - مقداد خدادی - ناصر میرزائی

مشاور انتظامی: سرگرد عبدالرضا امیدی

روابط عمومی و هماهنگی: فرشته طالب زاده

امور مالی: زهره اکبری

امور دفتری: مجید جلالی

مترجم بخش دبی: حسین ذاکری

دستیاران تدارکات:علی شهبندی - امید سراب تلخی

تدارکات: زهرا حصیری - سعید جعفری فر - صفرعلی محمدی

حمل و نقل: محمد شاهسواری - حکمت شاهسواری - مهدی کثیریان - میلاد میرزائی - سعید مهتاب - نقی نعمتی - علی مدنی

مسئول هنروران: بهمن قوامی

سینه موبیل: مهدی بخشش

پشتیبانی خدمات فنی: هاشم دانشپور - حسین خدابخش - نادر رضائی - عباس حمیدزاده - مهندس تقوی

تهيه‌كنندگان: عليرضا جلالي و حميد آخوندي

بازیگران:

     سعيد نيكپور (محب)- صبا كمالي (سيمين)- آزيتا حاجيان (حبيبي)- قاسم زارع (محمود)- جمشيد شاه‌محمدي (پدر سيمين)- علي قربان‌زاده (مسعود،همسر سيمين)- عسگر قدس(بايار)- سعيد داخ(كيوان)- مهدي صبائي(عماد)- افشین کتانچی - اشکان خشائی - زهره صفوي (مادر مسعود) - فرزاد حاتمیان - کریس تورن تون - ثريا قاسمي (مادر سيمين)- مجيد مشيري(عبدي)- عاطفه رضوي (تائب) - شبنم فرشادجو - ژنا درایزا - اینا کوخنویچ - سیدمحمدتقی رفقی - دنیل رنوی - امانوئل یوجنااومه - امیر بنکاج - جنیفر ناوارو - اورلیان مان - سعید باوی - آرش تاج - حسین پرستار - علیرضا علیا - کامران فیوضات - داود کیوان - پرستو پاشائی - فتح اله طاهری - توران قادری - عبدالرحمن رزاقی - تینا چیریخچیان - علی مرادی - پگاه خسروی - علیرضا زمانی نسب - نوید ابتدائی - سیاوش درخشی - لیلا شوقی - محمد زاهدی - ساسان امینی - سیاوش قاسمی - مهدی میرزائیان - محمدرضا غیاث آبادی - سورن محرابیان - رحمت اله شکرخنده - مهری امیرحسینی - اکبر مددی مهر - رکسانا خلوتی - فریبا حیدری - توفیق ظفرمند - زهرا یعقوبی - فائقه عسگری - فرخنده فرمانی زاده - حمید دهقانی - سعیده گودرزی - حسین شعبانی - محسن محمدی حریر - محمدعلی فخریه - هیراد محمدی - اکبر دل دولتی - محمد امینی - اعظم کبودیان - فاطمه درستکار - محمدرضا نیلی - حسین امینی - حسن کریم خان زند - ایمان باقری - محمد ذوالفقاری - فرزانه طالب زاده - صفرعلی محمدی - محمد سحرخیز - علی اصغر شاکری - حمزه یاسمی - ایرج خدری - نیلوفر افشار - نرگس شکوهی - مهدی نوبهار - حمید بوربور - حمیدرضا زندی ازاد - نوید مظفریان نژاد - مهدی هوشمندی - اکبر حسینی - مصطفی ساسانی - مهرداد نقیبی - مریم آهنگر - مهدی حرمتی - امید سراب تلخی - محمدامین بیگوند - مونا رادنیا - شمایل احتیاط کار - نازنین میرزائی - شیوا صبوحی - علی رضائی - علی اکبر مرادی - مهدی رضائی - الهه تفرشی - آرزو جاهدی - کاظم وفادار شوشتری - علی حسن ناصری - حمید منصوری - مهدی اصغری - نرگس سزانه - محمود ریحان صفت - نسرین دولت - امیر قلیچی - محمد فرزانه - سعید جعفری فر - مسعود فرهادی کیا - مریم مهرابی.

محصول: ۱۳۸۶ - ۱۳۸۷

     قصه آينه‌هاي نشكن با بيكاري يك جوان آغاز مي‌شود. خانواده اين جوان مي‌كوشند براي او كاري پيدا كنند تا اين‌كه به سيمين ، خواهر او پيشنهاد كار در سازمان انرژي هسته‌اي مي‌شود و او به اميد اين‌كه بتواند كاري هم براي برادرش جور كند ، اين پيشنهاد را مي‌پذيرد، اما دغدغه پيدا كردن كار براي برادر باعث مي‌شود سيمين ناخواسته به صورت يك جاسوس وارد سازمان انرژي هسته‌اي شود.

 
 
 
جام جم آنلاين:
 
آينه‌هاي نشكن هر چند در ظاهر قصه‌اي اجتماعي دارد، اما در طول سريال كه در 20 قسمت توليد شده است، نحوه جذب يك شهروند ايراني به شبكه‌هاي جاسوسي بررسي مي‌شود. در اين سريال براي اولين بار تاسيسات هسته‌اي ايران به نمايش گذاشته مي‌شود. بخش‌هايي از سريال آينه‌هاي نشكن در داخل يوسي‌اف اصفهان تصويربرداري شده است.

تصويربرداري سريال آينه‌هاي نشكن به تهيه‌كنندگي عليرضا جلالي و حميد آخوندي از نيمه شهريور ماه سال ۱۳۸۶در تهران آغاز شد و تا نيمه‌هاي خرداد ۱۳۸۷ ادامه  داشت.
 
"آينه‌هاي نشکن" با نام قبلي "فتانه" به کارگرداني جواد اردکاني از مردادماه ۱۳۸۷ جمعه‌ها ساعت 15/21 به پخش هفتگي رسيد. اين مجموعه 20 قسمتي به تهيه‌کنندگي حميد آخوندي و رضا جلالي از توليدات گروه تاريخ و مناسبت‌هاي شبکه دو است که با محور قرار دادن موضوع انرژي اتمي و تحقيقات هسته‌اي ايران به ماجراهايي در آستانه سفر بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به ايران مي‌پردازد.

بخش‌هايي از اين مجموعه در تهران و بخش‌هايي ديگر در دبي تصويربرداري شده است.

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

آشپزباشی (هنرمند) سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 9:59

کارگردان: محمدرضا هنرمند

فيلمنامه :اصغر عبدالهی - اميرعباس ترابي و امير حسين جهاندوست 

صداگذاري و میکس: آرش اسحاقی

دستیار صداگذاری: طلا آزادروش

مدير توليد:محمد رضا منصوري

دستیار تولید: حمیدرضا حاجی زاده

دستیار تهیه کننده: جواد قلیزاده

مدير تصويربرداري: مسعود كراني

دستیاران تصویربردار: فردین ناصری - همایون قربانی - مجید نعیمی - علی حشمتی - محمدرضا پرچ - کیوان لبیب - محمدامین بیابانی - محمود عماد - پویا حشمتی - اکبر گودرزی - مهدی ابراهیمی - مصطفی صادقی - امیر طاهری

آهنگساز و ارکستراتور: امین هنرمند

ارکستراتور: پویا ساغری

ارکستراتور و ناظر موسیقی: علی بیرنگ

رهبر ارکستر: ویلیام روسن

کاپیست: هیروکی تی سورومت

دستیار کاپیست: کیان امامی

صدابردار: دنیس پترسون - کریس جکسون

ضبط موسیقی: استودیو ۲۱۱ سی بی سی - رضا فرهادی - استودیو کرگدن

میکس: اینم هک - استودیو چری بیچ

کمانچه: شروین مهاجر

تار: ارژنگ سیفی زاده

فلوت: لزلی نیومن

ابوا: سارا جفری

کلارینت: پیتر استول

هورن: کریستوفر کنکوس

پیانو: استفانی چوا - امین هنرمند

ویولن: لزلی دان نولز - پاملا هینمن - سارا فریزروف - الکزا ویلکس - کنین مک کی - ربکا ون درپست - امیلی هاو

ویولا: جولین نایت - آنا ردکاپ - آماندا پنر

ویولنسل: وینونا زالنکا - امبر کنت - لیدیا مونچینسکی

کنترباس: تیم داوسون

با تشکر از: بردیا کیارس - پدرام فریوسفی - میثم مروستی - مجید اسماعیلی - پونه نهاوندی

طراح گريم: عبدالله اسكندري - بابک اسکندری

مجریان گریم: سالومه اسکندری - سینا خاکساری - نیما اسکندری - عظیم قرائن - نازبانو سام خواه - نعیم میرالی

تدوین: امیررضا پورعباس

دستیار تدوین: الیشا شجره

برنامه‌ريز: نويد ميهن دوست

دستیار برنامه ریز: معصومه بافنده

دستيار اول كارگردان: پرهام مشيري

دستیار دوم کارگردان: نوید بانی

دستیاران کارگردان: سارا طرابادی - ابراهیم کاظمینی

صدابردار: مرتضي دهنوي

دستیار صدا: شهاب رضائی - علیرضا غفاری نژاد - مهرداد غلامرضائی

با تشکر از: مهران ملکوتی- حسن رفیعی- آرش امیرجلالی - اشکان فتاحی - کیوان نصیری خرم

مدير هنري: مشكين مهرگان

صحنه آرا: رضا دین محمدی

طراح لباس: سارا خالدی

دستیار دکور: سعید سماک

دستیار و مدیر صحنه: بهمن زربخش

دستیار صحنه: میثم کریم پور - علیرضا بشیری

دستیار اول لباس: زهرا گران

دستیار لباس: مهشید عظیمی

منشي صحنه:پريناز هاشمي

مدير تداركات:محمدعلی محمدی

دستیار اول تدارکات: مسعود بانی خیر

دستیار تدارکات: مهدی شهرباف

خدمات: رقیه کشانی - علی فرجامی - مهران حیدری - یاشار شیرزاد

پذیرائی: فلور حاجی زاده

تامین اتوموبیل صحنه: ایرج پرتقالی

مسئول برق: کریم جهانبخش سفیدکمر

مجری و سرپرست کارگاه دکور: مهدی سندیانی

مجری و سرپرست کارگاه ساختمان: محمد معصومی

گروه دکور: علی کرم سلیمانی - امیر مولائی زاده - غلامحسین فراهانی - حسن مولائی زاده - جاوید جاویدنیا - منصوره آبنیکی - سهیل مهدوی - محمدرضا صانعی - مجید کریمی - محمد خلیلی - مجید برزگر - مجتبی مرادی - مهرداد تدریسی - مهران صانعی - علی عیدی - امیرحسین خسروانی فراهانی - غلامرضا ننجه ای - رضا اصغری

دوخت لباس: محمدمهدی خوشیان - دولتعلی کبیری

تاسیسات: علیرضا صادقی

زه کشی: علی مرادخانی

نقشه کشی: امیررضا تمجیدی

مجری و سرپرست دکور خانه اکبر: احمد ترابی - امیر ترابی

فیلمبرداری پشت صحنه: محمد فراهانی - مرتضی ابراهیمی

مشاور آشپزی طبخ و تزئین غذا: حمیدرضا رنجبر

مشاور آشپزی: موسسه بین المللی هوریزان

مشاور امور پذیرائی و رستوران: بهزاد حاجی کندی

کمک آشپز: امید سلیمی

حمل و نقل: شهرام فروتن - محمد فرهادی - علی رحیمی - علیمحمد نوروزی - کامران و کامبیز محمدی - رضا مشیرپناهی - قاسم محمدی - علی خجک - مهرداد شیرخان بیگ - مجید دلشاد - هادی ابوطالبی - رامین فتحی

سینه موبیل: حسن خضرائی - رضا پیروی - امیر علوی

مدیر و طراح بخش اکشن: علیرضا قره خانی

اکشن کار: نادر مصطفوی - احسان صالحی شهرابی - کیوان رضائی

مدیر جلوه های ویژه: عباس شوقی

دستیار جلوه های ویژه: امیراقابیگ - محمد نقدی - مسعود جیرانی

مسئول هنروران: کبری بختیاری - سهیلا محسنی - بهمن قوامی - آرزو حسینی - رضا دلاوری

مدیر مالی: منوچهر پاویر

امور دفتری: ویدا طالب رضا

روابط عمومی: معصومه جلالی

مشاور و کارشناس انتظامی: سرهنگ محمد مزینانی

عكاس:آرزو اتحاد

تهیه کننده: جواد نوروز بیگی

بازیگران:

     پرويز پرستويي - فاطمه معتمد آريا - فرهاد اصلاني - مهراوه شريفي‌نيا - افسانه چهره‌آزاد - سيد مهرداد ضيايي - مليكا شريفي‌نيا - هوشنگ حرير چيان - ملیحه نیکجومند - كاظم بلوچي - محمدرضا غفاري - علي طباطبايي - بهروز مسروري - شبنم مقدمي - ابوالفضل شاه کرم - آشا محرابي -  فريدون محرابي - نعمت جهان‌فرد - محمد اسدی - مهران احمدی -  منوچهر آذر - روح‌الله كماني - بهناز توکلی - رویا حمزه لوئی - مریم عزیزی - منوچهر آذری - الهه خادمی - بهزاد حاجی کندی - سیروس ابراهیم زاده - ملکه رنجبر - نیره فراهانی - دریا آشوری - سیدداوود طه ایی نژاد - آرش مومنی - حمیدرضا رنجبر - کریم قربانی - زهرا برومند - غلامرضا اصانلو - میثم رازفر - سیروس همتی - مرتضی کاظمی - محمدرضا حقگو - محمدرضا حیدری - شعله قهرمانی - عرش پورزارعی - سعید قره خانلو - کیانوش گرامی - احمد عربانی - محمداسماعیل داداشی - محمدتقی شهسواری - فاطمه عبادی - نازنین مهیمنی - میثم کریم پور - علیرضا ناصحی - هدا زین العابدین - نوژن رمضانی - علی مرکیدی - حسن اطرافی - اکبر ابراهیمی - علیرضا رشیدی - حسام زاهدی - محمد قلی بیگی - حسن شیرزاد - عباس توفیقی - میرزا رستمی - جواد میرزاده - یونس پورموسی - افشین مدنی زاده - محمدرضا کهندانی - سیدمهرداد حسینی نژاد - اصغر هدهدی - الیاس سیدباقری - زهرا اکرمی - مریم باطبی - ایران نیرومند - شبنم شکوفان - شیرین خاکی - منیره خدایاری - افسانه رحم جو - نعیم بختیاری - مهدی وحیدروش - نوید بانی - داود بنی اسد - آیدین بهاری - مهران اصغری - سیدوحید موسویان - پروانه رحمانی - ماندانا قربانی - الهام اطرافی - عاطفه منصوری - آرزو روشناس - مرجان ربانی - آرزو حسینی - فریبرز امینیان - پرویز زهدی - حمیدرضا باسلیقه - اصلان پورزارعی - پیروز پورزاد - کورش محمودیان - بابک صنایعی - مرتضی عسگرزاده - مهرداد محمدرضا - سیدمحمد معافی مدنی - فرشته جابری - بهروز چاهل - مجید کریمی - علی محمدی - افشین رهنمون - وحید فدائی - مسعود بانی خیر - هاجر شیرزاد - مهدی شهرباف - شهنوش شهباززاده - احمد مسعودی راد - احمد علیزاده - میراسماعیل سیدی خلجی - ذبیح اسماعیلی - سارا کامرانی - شاپور کلهر - بهزاد مشایخی - شاهین علی محمدی - علیرضا محمدی - ابراهیم شفیعی - پناه بابائی - نشیده طائی - گلنوش حافظی - رضا تهی دست - شهین ترک زبان - کاظم نجارزادها - محمدرضا محتشمی - حسن کریم خان زند - محمدعلی دشتی - مسعود چوبین - محمد محمدیان - رحمان مقدم - مژگان طاهری - وسیله جواهری زاده - فرح گوشه ای - عبداله سلیمانی - حمید علیزاده - فهیمه دباغی - فرخنده فرمانی زاده - افسانه تهران چی - رعنا نیک رفتار - زهره علیجانی - علی خلج - محمدرضا بهرامی - سهیلا محسنی - حسین ریوندی - علیرضا جعفرپور - محمد دریس - مصطفی موقری - محمدرضا وکیلی - نبی اله کاظمی - واحد خدادادی - علی اصغر طبسی - اصغر ضرابی - پوریا سلیمانی - تهمینه بهرام علیان - فرح ارژنگ - رمضان محمدولی - محمدرضا بینندکی. 

محصول: ۱۳۸۸-۱۳۸۷

اين سريال داستان زن و شوهري به نام اكبر و ميناست كه كار رستوران‌داري را با كمك هم از يك زير پله آغاز مي‌كنند. بتدريج كار آنها رونق مي‌گيرد، اما درست زمان اوج كار و فعاليت، اختلافي كوچك بين اكبر و مينا به دعوايي بزرگ تبديل مي‌شود.اكبر و مينا 2 دختر و 2 پسر دارند، اما آنها هم نمي‌توانند به دعواي پدر و مادر پايان دهند....

در اين سريال پرويز پرستويي نقش اكبر، سرآشپز رستوران را بازي مي‌كند و فاطمه معتمدآريا نقش مينو ، همسر اكبر را به عهده دارد كه مدير رستوران است. اكبر و مينو 4 فرزند دارند ؛ مهراوه شريفي‌نيا (سارا) ، مليكا شريفي‌نيا(شيرين) ، محمدرضا غفاري (سعيد) و علي طباطبايي(فرهاد).

هوشنگ حريرچيان، بازيگر پيشكسوت و اصفهاني را حتما علاقه‌مندان سينما به ياد دارند، چون نمي‌توان بازي خوب او را در فيلم‌هاي گاهي به آسمان نگاه كن و فرش باد هر دو ساخته كمال تبريزي - را بسادگي فراموش كرد. حريرچيان در سريال آشپزباشي نقش آقاجون يعني پدر اكبر را بازي مي‌كند.

از ديگر بازيگراني كه قرار است روايتگر ماجراهاي سريال آشپزباشي باشند، مي‌توان به مليحه نيكجومند (خانوم جون)، فرهاد اصلاني(هومن)، افسانه چهره آزاد(اكرم)، مهرداد ضيايي(منوچهر)، شبنم مقدمي(سميرا)، منوچهر آذري(جوادي)، كاظم بلوچي (كيومرث) و... اشاره كرد.

جواد نوروزبيگي، تهيه‌كننده سريال آشپزباشي در گفتگو با خبرنگار «جام‌جم» در پاسخ به اين پرسش كه آيا اختلاف اكبر و مينا از زماني شروع، مي‌شود كه بين آنها رقابت آغاز مي‌شود، گفت: رقابت كاري هم مي‌تواند موثر باشد، اما آنچه در اين سريال به آن توجه شده است، امنيت و خودخواهي است؛ يعني زماني كه زن و شوهر توانايي‌ها و زحمات خود را به رخ همديگر مي‌كشند و هر كدام ديگري را ناديده مي‌گيرند. نوروزبيگي معتقد است سريال آشپزباشي به نوعي يكي از مشكلات مهم جامعه و خانواده‌هاي امروزي را به تصوير مي‌كشد؛ جروبحث‌هاي كوچك بين زن و شوهرها كه كم‌كم با دامن زدن به حواشي به مساله‌اي بزرگ تبديل مي‌شود و گاهي بنيان خانواده را از هم مي‌پاشد.

نوروز بيگي درباره فضاي سريال و ساختار آن افزود: آشپزباشي فضايي مفرح دارد اما كمدي مطلق نيست بلكه موقعيت‌هاي طنز در آن وجود دارد كه براي بيننده بسيار جذاب خواهد بود.

تهيه كننده آشپزباشي بر اين باور است كه اين سريال مي‌تواند مخاطبان زيادي پيدا كند، وي براي اثبات ادعاي خود گفت: حدود يك سال و نيم براي ساخت اين سريال وقت گذاشتيم. داستان سريال جذاب است، بهترين بازيگران در آن ايفاي نقش مي‌كنند و محمدرضا هنرمند كارگردان آن است؛ كارگرداني كه سريال زير تيغ او را مردم پيگيري مي‌كردند و آن رادوست داشتند.

نوروزبيگي تاكيد مي‌كند،هر چه فضا و داستان زير تيغ تلخ و سياه بود، اما داستان آشپزباشي در يك فضاي شاد و مفرح روايت مي‌شود.

اين تهيه كننده درباره اتفاقاتي كه بينندگان آشپزباشي در قسمت اول آن شاهد خواهند بود، گفت: قسمت اول با رستوران آغاز مي‌شود و بيشتر شخصيت‌هايي كه تا پايان سريال حضور دارند به مخاطبان معرفي خواهند شد.

موسيقي سريال آشپزباشي را امين هنرمند، پسر كارگردان ساخته است.پسر 28 ساله هنرمند كه اكنون با پدر همكاري مي‌كند، ليسانس موسيقي را از دانشگاه تهران گرفته و بعد از آن به كانادا رفته است تا درس موسيقي را درآنجا پيگيري كند.او هنوز هم در تورنتو نزد استادان بزرگ موسيقي در حال تحصيل است. طراحي گريم آشپزباشي را عبدالله اسكندري انجام داده و تصويربرداري و نورپردازي آن را مسعود كراني به عهده داشته است.امير رضا پور عباس هم آن را تدوين كرده و مشكين مهرگان هم مدير هنري آن بوده است.

جام جم آنلاين:
 
پرويز پرستويي در نقش اكبر بزودي وارد آشپزخانه خود مي‌شود تا ماجراهاي آشپزباشي و خانواده‌اش را ادامه دهد. «آشپزباشي» نام سريالي است كه محمدرضا هنرمند، آن را براي شبكه يك سيما كارگرداني مي‌كند.
اين سريال كه در 30 قسمت 45 دقيقه‌اي توليد مي‌شود

محمدرضا هنرمند تاكنون سريال‌هاي كاكتوس و زير تيغ را براي تلويزيون كارگرداني كرده است.

خيابان ميرزاي شيرازي، ميدان نور و خيابان گاندي از لوكيشن‌هاي اين سريال بوده است.

سريال «آشپزباشي» در 30 قسمت 45 دقيقه‌اي به تهيه كنندگي «جواد نوروز بيگي»، محصول گروه فيلم و سريال شبكه اول سيماست.

يك روز در پشت صحنه سريال آشپزباشي

 سريال «آشپزباشي» به كارگرداني محمدرضا هنرمند سال ۱۳۸۷مقابل دوربين رفت.

اين دو بازيگر تاكنون در فيلم‌هاي مرد عوضي، عزيزم من كوك نيستم و سريال زير تيغ با هنرمند همكاري كرده‌اند. سريال آشپزباشي در 30 قسمت به تهيه‌كنندگي جواد نوروزبيگي ساخته مي‌شود. طبق برنامه‌ريزي، تصويربرداري اين سريال تا پايان شهريور ۱۳۸۸ادامه داشت.

 آنچه مي‌خوانيد گزارشي است از حضور خبرنگار «جام‌جم» در پشت صحنه آشپزباشي.

وقت ناهار است و ديدن بشقاب‌هاي پر از برنج زعفراني كه روي ميز‌هاي رستوران گذاشته مي‌شود، فضا را اشتها برانگيزتر و حس گرسنگي را بيشتر القا مي‌كند. همه از گوشه و كنار جمع مي‌شوند و دور ميزهاي رستوران مي‌نشينند. رستوران پشت صحنه سريال آشپزباشي، مثل هر رستوران ديگري در وقت ناهار، پر از همهمه مي‌شود.

بيرون رستوران، سكويي است و پله‌هايي كه نشان مي‌دهد رستوارن در جاي بلند تپه مانندي ساخته شده است. مجتمع ملاصدرا، رستوران مدرن. نيمكتي كنار ديوار قرار دارد كه روي آن نشسته‌ام. ناهار را كم و بيش خورده‌اند و تعدادي از عوامل هم بيرون رستوران بالاي پله‌ها ايستاده‌اند.

محمدرضا هنرمند و مسعود كراني، مدير تصويربرداري سريال، درباره سكانسي كه قرار است گرفته شود حرف مي‌زنند. هنرمند مسيري را كه مينو بايد به سمت در رستوران بيايد، قدم مي‌زند و كراني حركات دوربين فرضي‌اش را تنظيم مي‌كند. هنرمند از او مي‌خواهد دوربين بعد از ديدن اكبر به سمت در ورودي رستوران چرخانده شود.

پيش از آغاز فيلمبرداري از پرهام مشيري، دستيار كارگردان، مي‌خواهم سكانسي را كه قرار است فيلمبرداري شود تعريف كند. او با جزييات جالبي سكانس را تعريف و حتي بازي مي‌كند. خودش را جاي منصوري مي‌گذارد و همزمان ديالوگ‌هاي نگهبان را هم اجرا مي‌كند. وقتي مينو وارد صحنه مي‌شود و ديالوگش را از زبان مشيري مي‌شنويم، نقش اكبر را هم بازي مي‌كند كه از پشت پله‌ها بيرون مي‌آيد.

منصوري با وانتش از راه مي‌رسد. پياده مي‌شود و با سر و صدا در عقب وانت را باز مي‌كند. نگهبان رستوران از روي صندلي بلند مي‌شود و داد مي‌زند: «چيه منصوري؟ خيابونو گذاشتي رو سرت.» منصوري نگاهي به بالا مي‌اندازد، از باز كردن در منصرف مي‌شود و مي‌گويد: «چي شده؟ تعميرات دارين؟»

دست‌هاي منصوري را بايد كثيف كنند. اين را منشي صحنه مي‌گويد. فاطمه معتمد آريا در حال آماده شدن است. پرهام مشيري ديالوگ‌هاي او را مي‌خواند. تمرين را چند بار انجام مي‌دهند. همه براي ضبط آماده‌اند. تصوير، صدا و بقيه عوامل منتظر اعلام «حركت» هستند.

منصوري مي‌گويد: «انگار يادتون رفته از صدقه سري اين جنساي بنجول منه كه رستورانتون شده اينقده.» او «اينقده» را خيلي غلو شده مي‌گويد و هنرمند از او مي‌خواهد در صدايش حسادت داشته باشد. چند باري اين صحنه را مي‌گيرند تا خواسته كارگردان تامين شود. اينجا مينو وارد صحنه مي‌شود و بحثي بين او و منصوري در مي‌گيرد.

پرويز پرستويي در تمام مدت مكالمه بين منصوري با نگهبان و مينو چند متر آن‌طرف‌تر، پشت پله‌ها قايم شده و جدل ميان اين 3 را تماشا مي‌كند. جايي كه مينو از اكبر حرف مي‌زند و به منصوري مي‌گويد كه اكبر آقا مرد؛ پرستويي از پشت پله‌ها بيرون مي‌آيد و داد مي‌زند: «نه من نمردم، اتفاقا خيلي هم قبراقم.»

البته اكبر آقا بعد از گفتن اين جمله از پشت پله‌ها بيرون مي‌آيد و به سمت در ورودي رستوران مي‌رود. هنرمند درخواست گرفتن مجدد اين صحنه را مي‌كند. جايي كه پرستويي روي آن ايستاده بلندتر از اطرافش است و هنرمند اصرار دارد بايد زمين آن بخش از محوطه جلوي رستوران را همسطح كرد، تا زماني كه پرستويي حركت مي‌كند آن اختلاف سطح به چشم نيايد.

آشپزباشي، چهارمين مجموعه تلويزيوني محمدرضا هنرمند، بعد از دو سري كاكتوس و زير تيغ از مجموعه‌هاي الف تلويزيون به حساب مي‌آيد. محمدرضا هنرمند و گروه سريال آشپز باشي در يكي از رستوران‌هاي اصلي كار (رستوران مدرن) كه در مجتمع ملاصدرا قرار دارد سكانس‌هاي مربوط به اين بخش كار را مقابل دوربين مي‌برند. البته قرار است بخش‌هايي از كار هم در يك رستوران سنتي فيلمبرداري شود، اين رستوارن سنتي در مراحل پاياني ساخت و ساز است. خيابان ميرزاي شيرازي، ميدان نور، خيابان گاندي و چند مكان خياباني از لوكيشن‌هايي است كه تا به حال در آنها فيلمبرداري انجام شده است.

داستان آشپزباشي در يك رستوران اتفاق مي‌افتد. اين رستوران را زوجي موفق اداره مي‌كنند كه كارشان را از يك زير پله شروع كرده‌اند و به مرور به موفقيت‌هاي زيادي دست پيدا كرده‌اند. سوء تفاهمي باعث دلخوري اين زوج از يكديگر مي‌شود و اين مساله روي همه زندگي آنها تاثير مي‌گذارد. كارشان بسيار بالا مي‌گيرد و...

روند توليد مجموعه تلويزيوني آشپزباشي به دلايل مالي براي مدتي متوقف شد. البته گروه، كارشان را بعد از يك تعطيلي دو روزه از سر گرفتند. با اين حال بسيار تاسف برانگيز است كه بعد از گذشت 9 ماه از آغاز به كار اين پروژه تلويزيوني، مشكلات مالي كه از آغاز با كار وجود داشت هنوز هم روند ساخت سريال را با توقف‌هايي مواجه مي‌كند.

البته در سال‌هاي اخير، مشكلات مالي پروژه‌هاي تلويزيوني، باعث به وجود آمدن اخبار حاشيه‌اي در اطراف آنها شده است. مجموعه‌هاي بزرگ و درجه يك سيما، مثل «مختارنامه» به كارگرداني داوود ميرباقري، «در چشم باد» به كارگرداني مسعود جعفري‌جوزاني و «يوسف پيامبر» به كارگرداني سلحشور هم در دوره‌هاي مختلف دچار اين مشكل شده‌اند.

در اين سريال پرويز پرستويي در نقش اكبر و فاطمه معتمد آريا در نقش مينو، شخصيت‌هاي اصلي هستند و مهراوه و مليكا شريفي نيا، محمدرضا غفاري و علي طباطبايي در نقش بچه‌هاي آن دو بازي مي‌كنند. اين سريال براي پخش از شبكه يك آماده مي‌شود. بازيگراني مثل فرهاد اصلاني، افسانه چهرآزاد، سيد مهرداد ضيايي، شبنم مقدمي، كاظم بلوچي، آشا محرابي، هوشنگ حرير چيان، بهروز مسروري، منوچهر آذري، فريدون محرابي، روح‌الله كماني و نعمت جهان فر هم در اين سريال بازي مي‌كنند.

سريال آشپزباشي يكي از مجموعه‌هاي پر بازيگر و پر لوكيشن شبكه يك سيماست. در اين مجموعه علاوه بر حضور بازيگران اصلي، بيشتر از 150 هنرور هم مقابل دوربين هنرمند بازي مي‌كنند. صدف يكي از اين هنرورهاست كه به همراه پدر، مادر، خواهر و مادر بزرگش براي بازي در سريال آشپزباشي آمده‌اند. صدف مي‌خواهد بداند آيا بازيگر هستم؟ مي‌گويم نه. به مهدي كه پسربچه‌اي هم سن و سال خودش است اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «اينم بازيگر نيست. بهش گفتن آستينش كوتاهه براي بازي. اما من بازي مي‌كنم.»

صدف نقشي كه بازي كرده است را با جزييات كامل توضيح مي‌دهد و بعد مي‌گويد: «ما تازه مي‌خوايم بازيگر بشيم‌ها. اين اولين بارمونه.» بقيه اعضاي خانواده‌اش از رستوران بيرون مي‌آيند و صدف نقش‌هايي را كه هر كدام از آنها بازي كرده‌اند برايم توضيح مي‌دهد.

او درباره اين‌كه چطور به اين كار دعوت شده‌اند، مي‌گويد: «توي يكي از اين كاغذهاي تبليغاتي درباره تعدادي هنرور نوشته بود. من كاغذ را نگه داشتم و بعد به شماره روي كاغذ زنگ زديم. آنها هم به ما گفتند براي بازي در اين سريال بياييم.»

در ساخت اين سريال، پرهام مشيري به عنوان دستيار كارگردان، مسعود كراني مدير تصويربرداري، عبدالله اسكندري طراح گريم‌، مرتضي دهنوي صدابردار، مشكين مهرگان مدير هنري، آرزو اتحاد عكاس و محمدرضا منصوري به عنوان مدير توليد‌ همكاري مي‌كنند.

پرهام مشيري همه جا هست. او از لابه‌لاي سيم‌ها عبور مي‌كند و ديالوگ مربوط به بازيگران غايب را روخواني مي‌كند. او حواسش به همه چيز هست و حتي هنرورهاي كوچك، شلوغ و پرسر و صدايي كه آن طرف شيشه‌هاي رستوان ايستاده‌اند هم اين را خوب مي‌دانند. او براي آماده شدن صحنه به كمك بچه‌هاي گروه تصويربرداري مي‌رود و سر راه خوش و بشي هم با يكي از عوامل فيلم مي‌كند.

سريال آشپزباشي يكي از مجموعه‌هاي پر بازيگرشبكه يك سيماست در اين مجموعه علاوه بر حضور بازيگران اصلي بيشتر از 150 هنرور هم ايفاي نقش مي‌كنند

مرتضي دهنوي، مدير صدابرداري آشپزباشي هم گوشه‌اي منتظر است تا كار ضبط آغاز شود. او از ابتداي اين كار، يعني از 14 آبان سال گذشته، با پروژه همكاري داشته است. طبق برنامه ريزي‌هايي كه انجام داده‌اند اين كار در آبان امسال تمام خواهد شد.

از آنجا كه بيشتر سكانس‌هاي اين كار در رستوران و محيط‌هاي اين چنيني مي‌گذرد، از هدايتي مي‌خواهم درباره وضعيت صدا و مشكلاتي كه گروه او در زمينه صدابرداري با آن مواجه بوده‌اند صحبت كند.

او معتقد است كار در لوكيشن‌هاي واقعي هميشه مزاحمت‌هاي صدايي را به همراه داشته است. او مي‌گويد: « مزاحمت‌هاي صدايي در همه جا وجود دارد. همه كارهايي كه ما در ايران انجام مي‌دهيم در لوكيشن‌هاي واقعي است و استوديوي خاصي براي انجام كارمان نداريم.»

به گفته هدايتي كار در خانه‌هاي واقعي، رستوران و باغ‌هاي واقعي و از اين دست، كنترل شرايط را از دست آنها به عنوان عوامل كار خارج مي‌كند. به اعتقاد او اين مساله براي گروه صدا چند برابر مشكل‌تر است. چون در كار تصويربرداري دوربين هر جايي را كه دوست دارد مي‌بيند و اين مشكلات براي آنها كمتر وجود دارد.

هدايتي مي‌گويد: «چون صدا از جاهاي مختلف پخش مي‌شود، كنترلش مشكل است و نمي‌توانيد آن طور كه دوست داريد محيط را براي كار آماده كنيد.»

او اضافه مي‌كند: «اينجايي هم كه ما كار مي‌كنيم، مزاحمت‌ها وجود دارد. بخصوص در فضاهاي خارجي و حتي داخلي. در فضاهاي داخلي كه پر است از يخچال‌ها و فريزهاي مختلف و دستگاه‌هايي كه در اين آشپزخانه تقريبا صنعتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. ما نمي‌توانستيم همه‌شان را خاموش كنيم چون بايد كار مي‌كردند. مواد فاسد شدني در آنها بود. در چنين جايي نگه داشتن ركورد اين جور صداها خيلي سخت است. چون نمي‌دانيد در فلان پلان كدام دستگاه روشن بوده و كدام خاموش.»

هدايتي معتقد است خيلي از انرژي عوامل گروه صدا، صرف كنترل اين جور صداها مي‌شود. به گفته او بايد اين صدابرداري‌ها طوري انجام شود كه در زمان مونتاژ، كار كمترين پرش‌هاي صدايي را داشته باشد.

او اضافه مي‌كند: «سر هر كاري كه مي‌رويد اين مزاحمت‌ها وجود دارد. چون ما داريم در لوكيشن‌هاي واقعي كار مي‌كنيم. مردم هم بايد كار خودشان را بكنند. ماشين‌ها بايد حركت كنند و رستوران هم كار خودش را انجام بدهد. اين چيزها را نمي‌شود متوقف كرد، چون در اختيار ما نيست. اين مشكل بزرگ كارهاي ما در لوكيشن‌هاي واقعي است .»

مسعود كراني، مدير تصويربرداري اين سريال درباره تفاوت‌هايي كه كار در اين سريال براي كار تصويربرداري‌اش داشته است، مي‌گويد: «كارها معمولا يك جور هستند. بسته به سناريو هر كدام در ژانر مشخصي قرار مي‌گيرند. به اين ترتيب مشخص مي‌شود چه لوكيشني انتخاب خواهد شد و كار ما به عنوان تصويربردار هم در همان حيطه تعريف مي‌شود.»

او معتقد است آنچه كارهاي مختلف را از هم جدا مي‌كند، تفاوت سناريوهاست. يعني سناريوست كه لوكيشن‌ها را تعيين مي‌كند و بر همان اساس تنوع تصويري و مزاحمت‌هاي صدايي يا از اين دست به وجود مي‌آيد، يا از بين مي‌رود.

كراني در ادامه اضافه مي‌كند: « اين كار ويژگي خاصي از نظر كار تصويربرداري ندارد. هر كاري ويژگي‌هاي خودش را دارد كه آن كار را منحصر به فرد مي‌كند. يعني همه كارها از اين نظر خاص هستند.»

فضاي رستوران يكي از اصلي‌ترين لوكيشن‌هايي است كه در اين سريال 30 قسمتي حضور خواهد داشت. خيلي از اتفاقات در رستوران مي‌افتد و همين مساله مي‌تواند تنوع فضا و تصوير را از بين ببرد. كراني در اين باره مي‌گويد: «سعي ما بر اين است كه فضا را با قاب‌بندي‌اي كه مي‌كنيم و با كار نوري كه انجام مي‌دهيم، يك جوري دلپذير كنيم كه زياد اذيت نكند. با اين تمهيدات، كار را از آن حالت يكنواخت كه مي‌گوييد در مي‌آوريم. البته تا جايي كه دانشمان اجازه مي‌دهد.»

كراني كه پيش از اين هم با هنرمند همكاري داشته است يكي از دلايلش براي پذيرفتن اين كار را، شناختي كه از محمدرضا هنرمند داشته عنوان مي‌كند و مي‌گويد: «به اعتقاد من، هنرمند همه مشخصاتي كه يك نفر به عنوان كارگردان بايد داشته باشد تا از كار كردن با او لذت ببرد را دارد.»

او با تاكيد بر اين‌كه كار سينما يك كار گروهي است، مي‌گويد: «من به تنهايي هيچ كاري نمي‌توانم بكنم، همه مان اين طور هستيم؛ مثل حلقه‌هاي زنجيري كه به هم وصل مي‌شود و كارمان را انجام مي‌دهيم. اين تعاملي كه بين بچه‌هاي اين گروه وجود دارد نتيجه اين تفكر است.»

او در ادامه، درباره وظايفش به عنوان مدير فيلمبرداري اين سريال مي‌گويد: «زماني كه به من مي‌گويند مدير فيلمبرداري، يعني محدوده وظيفه من مشخص است. به عنوان فيلمبردار كه كارش مشخص است، اما يك مدير فيلمبرداري كارش ارتباطي است كه با گروه‌هاي ديگر مي‌گيرد. يعني با مدير صحنه، مدير صدا، تداركات، توليد و همه تا نتيجه اين تعامل يك كار گروهي باشد كه همه بتوانيم براحتي كارمان را انجام بدهيم و در خدمت هم باشيم.»

او با اعتقاد به اين‌كه در اين كار چنين فضايي وجود دارد، مي‌گويد: «اين اتفاق خوب به دو دليل خيلي مهم افتاده است. ما يك كارگردان خيلي خوب داريم و يك تهيه كننده بسيار خوب. اين باعث مي‌شود مسير براي ما بدون مشكل و پاكسازي شده باشد و ما بتوانيم در يك جاده صاف و بي دست انداز راه برويم.»

با تمام شدن فيلمبرداري سريال در آبان امسال، راه چندان زيادي تا رسيدن به زمان پخش آن از شبكه اول صدا و سيما باقي نمي‌ماند. چرا كه تدوين اين كار همزمان با ضبط، توسط امير پور عباس در استوديو «پر» انجام مي‌شد و مي‌شود. امين هنرمند هم موسيقي اين كار را مي‌سازد.

محمدرضا هنرمند، كارگردان با سابقه آشپزباشي، يكي از كارگردان‌هاي معروف تلويزيون است. هنرمند متفاوت از ديگران نگاه مي‌كند و براي همين هم هست كه كارهايش متفاوت از ساخته‌هاي معمول تلويزيون است. او به سليقه و ذوق بيننده تلويزيوني احترام مي‌گذارد و تلويزيون را به عنوان رسانه‌اي تاثير گذار بخوبي مي‌شناسد.

آشپزباشي هنرمند، اين بار آدم‌هايش را از جاي ديگري انتخاب كرده و مقابل دوربين سيما گذاشته است. اين آدم‌ها قرار است در يك سريال 30 قسمتي دغدغه اصلي كاري و خانوادگي‌شان رستوراني باشد كه هر دو همسر اداره‌اش مي‌كنند. آشپزباشي اين بار قرار است از فضاهاي هميشگي تلويزيون كمي دورمان كند.

پرويز پرستويي و فاطمه معتمد آريا هم بعد از كارهاي موفقي مثل مرد عوضي، عزيزم من كوك نيستم و سريال زيرتيغ، حالا بي‌شك مي‌توانند يك زوج هنري موفق ناميده شوند. آنها در سريال آشپزباشي هم در مقابل هم خواهند بود و حالا اين سريال امكان تازه‌اي است براي تماشاگران تلويزيون كه بازيگران خوب را در يك فيلمنامه خوب و با يك كارگرداني خوب در سريالي با درجه الف تماشا كنند. فيلمنامه آشپزباشي را اصغر عبدالهي، امير حسين جهدوست و امير عباس ترابي به طور مشترك نوشته‌اند.

سميه مومني

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

سمندون دوشنبه سی ام خرداد 1390 15:39
نویسنده و کارگردان: ناصر هاشمی

نورپرداز و تصویربردار: شاپور پورامین

موسیقی: سیدبهنام ابطحی

تدوین: مسعود کرامتی

عکس: بابک برزویه

منشی صحنه: عذرا پورمند

دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: حسن پورشیرازی

دستیاران کارگردان: غلامرضا سائلی - جمال سیدحاتمی

صدابردار صحنه: بهمن اردلان

صداگذاری و میکس: مهدی آزادی

طراح صحنه: حسن پورشیرازی

طراح چهره پردازی: جلال الدیم معیریان

چهره پردازان: حسین صالحیان - اعظم رحمانی

ساخت دکور: محمود نزهت سرشت

جانشین مدیر تولید: رحیم عرب امینی

دستیار تصویربردار: محمدرضا سکوت

دستیار صدابردار: مازیار شیخ محبوبی

بازیگران:

    حمیده خیرآبادی - داریوش اسدزاده - ناصر هاشمی - رشید اصلانی

محصول: خانه ادبیات و هنر کودکان و نوجوانان

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

آواز در باران یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390 12:8

نویسنده و کارگردان: صدرالدین شجره

کارگردان تلویزیونی: حسین احمدی

مشاور کارگردان: قاسم جعفری

تهيه كننده : صديقه صحت

مدير تصويربرداري: مصطفي احمديان

ناظر كيفي: ليلا لاريجاني

طراح گريم: عليرضا باقربيگي

طراح صحنه و لباس: محمد گنجعلی

دستیار صحنه: فرهاد پرناک - عبدالرضا محمدیان - امیرحسین مدرس - رضا خالقی - پوریا کاظمی

جامه دار: الناز قربانزاده - شادی محسنی

موسيقي: مرتضي ساعدي

تکنوازی ویولن و سه تار: میثم مروستی

گروه زهی همنوازان پارسه

مدير برنامه‌ريزي و مشاور توليد: شهرام باباپور 

مدیر صدابرداری: تيرداد رضائی

دستیار صدا: جعفر پوینده

صداگذاری و میکس: سامان مجدوفائی

موسیقی تیتراژ پایانی: مازیار فلاحی

خواننده: حسام الدین گلشن

دستیار اول کارگردان: مسعود صحت

دستیار دوم کارگردان: وحید تهرانی

باهمکاری: محمد صادقی

منشی صحنه: غزل رشیدی

مدیران تولید: پیمان حمیدی - هاشم علی اکبری

دستیاران تصویربردار: ونداد احمدیان - ستار فاضلی - سامیار داهول - سعید خسروانی - محمد قاری زاده

تدوین: حسین احمدی

دستیار تدوین: سامان مجدوفائی

جلوه های ویژه: عباس شوقی

دستیار: آرش اقابیک

عکاس: مهدی حیدری

امور اداری: پریچهر فیلوم - سهیلا مکرمی وند - مهشید مطهر

مدیر تدارکات: آرش تقواشعار

دستیاران تدارکات: ابراهیم کشانی - مرتضی کمالی پور

تدارکات: الشاد رسولزاده

تدارکات حمل و نقل: امیر محمدی

حمل و نقل: غلام حیدری - مصطفی رضائیان - تیمور اشرفی نیا - فرشاد تقواشعار - محمد حکیمی

سینه موبیل: محمد قاری زاده

بازیگران:

       اكبر زنجان‌پور- بهزاد فراهاني - ميكائيل شهرستاني - ساميه لك - رسول نجفيان - زهرا سعيدي -  فرخ نعمتي - رضا فیاضی - آزيتا لاچيني - هایده حائری - نازآفرین کاظمی - ساناز کمالوند - نورالدین جوادیان - مهران نائل - صدیقه کیانفر - منصور نوبخت - بابک قادری - وحید امین الرعایا - نوبر قنبریان - گیلدا شجره - عسل لباسچی - سیداحمد نورانی - بهروز صحت شفاهی - پدرام شریفی - علی اکبر مددی - صدراله کاوه - امیر هوشمندی فر - نوین ملکی - سام زمانی -محمد قاری زاده - محمدرضا بهمنیار - مهرداد صحرائی - حامد ساعی جو - مهدی میزان حدادنیا - لعیا عباس میرزائی - مستانه جم نیا - الناز پشوتن - مهسا حیدری - ابراهیم کشانی - داود دلقندی - علیرضا ضاعتی - سیدمحسن میرهاشمی - سیامک نوری - مهدی رمضانی - هادی سنگری - امیرحسین سکادفر - داوود چرخت - حسن آقائی - حدیث چهره پرداز - الهه محمودی - فردوس کیانی - علی اصغر محبی فرد - اردوان شبستری - علی خوجینی - سروش کبیری یونس آباد - قاسم یزدانی - مهدی قریب گرکانی - حمید حضرتی آشتیانی - حمیدرضا شیخی - محمدحسین ابراهیمی - مجید حقیقی - خسرو حاتم - تبسم ترابی - آنی هنرچیان - عباس سانی - فراز کسری.

محصول: ۱۳۸۷ گروه فیلم و نمایش شبکه چهار سیما

       داستان اين سريال درباره زندگي پرافت‌واخيز يك سرهنگ تبعيدي در دوران پهلوي است كه از فرمان تير تعدادي از مبارزان سرباز مي‌زند. وقتي اين خبر به مقامات بالاتر گزارش مي‌شود، سرهنگ خلع درجه مي‌شود و به زاهدان تبعيد مي‌شود. او بعد از 25 سال سكونت در زاهدان با يك تاجر چاي دوست مي‌شود و علاوه بر آن در تجارت نيز با هم همكاري مي‌كنند. او اهل بوشهر است و وابستگي‌هايي به رئيسعلي دلواري دارد. علاوه بر اين سرهنگ كه ذوق نويسندگي هم دارد، شروع به نوشتن رماني با موضوع مشكلات اجتماعي مي‌كند. مجموع اين اتفاقات باعث مي‌شود ساواك و نيروهاي امنيتي نسبت به او حساس‌تر شوند. پس از آن فردي كه به عنوان رئيس سازمان امنيت زاهدان منصوب مي‌شود، قبلا نيز مناسباتي با سرهنگ داشته است. او فرزند يكي از گماشتگان اوست كه كودكي‌اش را در خانه او گذرانده و مجموع اتفاقاتي كه در آن زمان افتاده، باعث شده او بخواهد در اين موقعيت با سرهنگ تسويه‌حساب كند...

 

جام جم آنلاين:
گرچه صدرالدين شجره را به عنوان يكي از فعالان نمايش‌هاي راديويي مي‌شناسيم؛ ولي اين سومين تجربه كارگرداني او بعد از فيلم 90 دقيقه‌اي «شبي كه ين ناپديد شد» و سريال «آفتاب بر بام» به حساب مي‌آيد.

خود او نيز در گفتگو با ما تاكيد مي‌كند كه هميشه در هر دو رسانه راديو و تلويزيون كار كرده و در اين مدت 118 عنوان برنامه را به عنوان مجري، تهيه‌كننده يا كارگردان در پرونده كاري‌اش ثبت كرده است.

«آواز در باران» نيز در آذر 87 جلوي دوربين رفته و تصويربرداري‌اش در دي همان سال به پايان رسيده است تا اولين توليد نمايشي شبكه 4 سيما هم به ثبت برسد.

لوكيشن‌هاي اصلي كار روستاي كن، منطقه ده‌ونك و مكان‌هايي در داخل شهر بوده و به گفته شجره بيشتر صحنه‌ها داخلي بوده‌اند و در بانك تجارت مركزي در ميدان امام خميني (توپخانه سابق)‌ جلوي دوربين رفته‌اند.

وي دليل كم بودن لوكيشن‌ها را اين مي‌داند كه از ابتدا قرار بوده اين متن به صورت تله‌تئاتر كار شود؛ اما زماني تصميم به توليد آن به صورت يك سريال گرفته شده كه ديگر وقتي براي تغيير ساختار باقي نبوده است .

«آواز در باران» را در 13 قسمت 45 دقيقه‌اي از شبكه ۴ پخش شد.

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

خرده ستمگران یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390 11:54
نویسنده و کارگردان: مسعود شاه محمدی

تهيه‌كننده: سعيد شاهسواري

تصويربردار: جواد صفا

صدابرداران: صالح حبيبي و سعيد احمدي

طراح گريم: محمد قومي

مديران توليد: احمد كشوري و شهنام شهباززاده

طراحان صحنه: كامياب امين عشايري، مريم عنايتي و ليلا اميري

دستياران اول كارگردان: امير سليماني و مهدي ميرزاييان

بازیگران:

      احمد آقالو، احمد ساعتچيان، بهار كاتوزي، بهناز جعفري، اليكا عبدالرزاقي، رامين ناصرنصير، مسعود سخايي، امير آقايي، حميدرضا آذرنگ، مجتبي رستگار و فلامك جنيدي

محصول: ۱۳۸۷

جام جم آنلاين: 

 اين مجموعه حال و هوايي كاملا جدي دارد و در آن سعي شده به موضوعاتي بظاهر بي‌اهميت پرداخته شود كه ما به آنها توجه نمي‌كنيم.

خرده ستمگران در 10 قسمت 60 دقيقه‌اي آماده شد كه در هر قسمت داستان مجزايي اتفاق مي‌افتد. محور اصلي قصه‌هاي اين مجموعه اپيزوديك درباره خردهستم‌هايي است كه انسان‌ها در روابط اجتماعي در حق يكديگر مرتكب مي‌شوند.

كار تصويربرداري اين مجموعه 6 ماه به طول انجاميده است.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

دروازه ساعات یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390 11:41

نویسنده و تهیه کننده و کارگردان: سیدجواد هاشمی

مدير توليد: شاهين صمدپور

مدير صحنه: عباس دلدار

برنامه‌ريز: يوسف طاهريان

دستياران كارگردان: جلال خباز و يوسف طاهريان

بازيگران :

   علي سليماني- اسرافيل علمداري - مرجان قمري - شيوا بلوريان - عارف برهمن - محبوبه بيات - مجيد فروغي - ساناز خباز - ياسمن راد - حسين ميرزائيان - يوسف طاهريان و محمدعلی سليمان‌تاش، احمد علامه‌دهر و سيد محمد‌تقی رفقی

محصول: ۱۳۸۸

با شنيدن خبر ورود كاروان اسراي كربلا به دمشق هر يك از اهالي آماده رفتن به دروازه ساعات مي‌شوند تا در جشني كه توسط حاكمان برپا شده شركت كنند اما كساني هستند كه با داشتن درك صحيح از واقعه كربلا به سرزنش مردم بي‌خرد مي‌پردازند و در اين ميان طالب كه به ظاهر ديوانه كوچه گردي  است با سخنان خود كساني را كه به دليل ترس يا بي‌بصيرتي از حادثه كربلا گريخته‌اند در برابر پرسش‌هاي بي‌پاسخي قرار مي‌دهد.

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

آواز چیکا یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390 11:17

طراح صحنه تدوین و کارگردان: محمدرضا معینی

نویسنده فيلمنامه :عليرضا مهربان

مدیر تصويربرداری: مهدي پژمان

آهنگساز: شهاب آزادی وطن

گریم: هامون سیدی - لیلی گلزار

برنامه ریز: علیرضا اسدبکی

دستیار کارگردان و منشی صحنه: پیمان حقانی

صدابردار همزمان: علی اصغر صوفی

‌صدابردار: علي‌اصغر صوفي

مدیر تولید: محمد جعفری

تهیه کننده: عفت صوفی

بازیگران:

      مجيد پتكي - رضا فتوت خواه - حسين توشه - رضا عباسي - فريده دريا مج - نسيم جمالي - مينا نوروزي‌فرد - علي حاج علي عسكري - مهدی طاهرپور - اصغر کهن قنبریان - وحید محبوب بشری - نیلوفر پورمهدی - فاطمه حبیب محمدی - شیما سلیمی - محمدعلی فرمند - امیر بدرطالعی - جمشید مسعودزادگان - محمدرضا فتحی - شهرام حمدوی - مهدی مخبری 

محصول: ۱۳۸۷

   داستان از زماني آغاز مي‌شود كه جهانگير مشهور به جهان‌شير كه به جرم قاچاق خاويار در زندان بوده از زندان آزاد مي‌شود. در شهرباني، فرهاد سروان تحصيلكرده شهرباني درگير پرونده يك انقلابي متواري است، رقيب وي، كسري ازماموران ويژه ساواك نيز علاوه بر تعقيب سوژه متواري قصد تخريب فرهاد را دارد، اما...

 
 
جام جم آنلاين:
 
اين سريال از توليدات سيماي مركز گيلان است.
آواز چيكا به مناسبت سي‌امين سال پيروزي انقلاب توليد شد.

 پيش توليد سريال آواز چيكا از مهرماه ۱۳۸۷ شروع و تصويربرداري آن در شهرهاي رشت، انزلي، جنگل‌هاي ماسوله و روستاهاي گيلان انجام شد.

چيكا نام پرنده‌اي زيبا و خوش‌آواز است كه در لهجه گيلكي به آن سرخه‌دمي نيز مي‌گويند.

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

آخرين غزل یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390 9:21

كارگردان هنري: نادر برهاني مرند

كارگردان تلويزيوني: بيژن صمصامي

نويسنده: بابك صفي خاني

طراح صحنه و لباس: شهرام قديري فرد

طراح چهره‌پردازي: بابك شعاعي

صدابردار: صالح حبيبي

تصويربرداران: رضا عسكري، محمود خياطان و محمود نوروزي

عكاس: رسول صفي‌زاده

روابط عمومي: فرامرز روشنايي

دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: هاشم علي‌اكبري

منشي صحنه: زهره عابدي

تدوين: حسين احمدي

نورپرداز: امير روزبهاني

تهيه كننده: علي مهام

بازيگران:

        فخرالدين صديق‌شريف، سيامك صفري، شيوا ابراهيمي، قربان نجفي، ولي‌الله مومني، عطيه غبيشاوي ، اسفنديار مهرتاش، هوشنگ هيهاوند، منوچهر عليپور، كرامت رودساز، معصومه كريمي، راحله رضايي، فائزه اشكانيان، زهرا سروش، كيميا مكاري، بهاره نصرتي، آزيتا رايجي، افسانه ناصري، سعيد نوراللهي، محمد صديقي‌مهر، امير مولوي، امير فرجان‌نيا، معصومه بخشي، بنفشه نجاتي، عليرضا مهران، مهرداد عشقيان و زهرا اسلامي

محصول: ۱۳۸۷

     داستان آخرين غزل از آنجا شروع مي‌شود كه عبدالمطلب، جد پيامبر(ص)‌ از خدا مي‌خواهد فرزند كوچكش عبدالله را از حادثه‌اي نجات دهد. او پس از سال‌ها با آمنه ازدواج مي‌كند و فرزندشان محمد(ص)‌ متولد مي‌شود، اما پس از تولد او هر دو فوت مي‌كنند و عمويش ابوطالب سرپرستي او را به عهده مي‌گيرد....

 
 
جام جم آنلاين:
 
 اين مجموعه در 5 قسمت 45 ‌دقيقه‌اي تهيه شده است .
كار ديگر مهام در مقام تهيه‌كننده، فيلم تلويزيوني «نيما يوشيج» بود و تئاتر صحنه‌اي «مرغابي وحشي» به كارگرداني نادر برهاني‌مرند هم سال ۱۳۸۶در تئاتر شهر روي صحنه رفت.


 
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

آخرين شب شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 9:58

كارگردان: حسين حيدري

تهيه‌كننده: حسام‌الدين صبوري

تصويربردار: مهدي سليماني

صدابردار: مهرداد بنكداري

بازيگران:

      مجتبي اكبرپور، ثريا شيرزادي، ماهرخ يخچاليان، فرهاد لاري، امجد كرمخاني، بيژن مرادي، سارا مرادي، جواد قاسمي و كاوه محمدي

محصول: ۱۳۸۷

      وقايع سريال آخرين شب در دوران قبل از پيروزي انقلاب مي‌گذرد و شخصيت اصلي آن، استوار عنايت سلحشور است كه اكنون از خدمت معلق شده است. فردي به نام عزت به او پناه مي‌آورد كه پسر رئيس شهرباني را در يك درگيري مصدوم كرده است. سروان امجد رئيس كلانتري بخش به دنبال دستگيري عزت است. او كه متوجه شده عزت توسط استوار سلحشور مخفي شده است سعي مي‌كند به ترفندي خود را به استوار نزديك كند و با وعده و وعيد تلاش‌كند كه عزت را به چنگ آورد. از سوي ديگر پسر استوار سلحشور توسط سروان امجد دستگير شده و او قصد دارد با طعمه قرار دادن پسر استوار، عزت را از مخفيگاهش بيرون بكشد.



جام جم آنلاين:
 
 آخرين شب نام سريالي است كه در سيماي مركز كرمانشاه آماده نمايش شده است . تصويربرداري اين سريال در لوكيشن‌هايي در كرمانشاه انجام شده است.
حسين حيدري، كارگردان اين فيلم پيشتر سريال‌هاي ديوار كاهگلي، آلبوم قديمي، قصه‌هاي سحر، مهمان ناخوانده و... را كارگرداني كرده است. هم اينك آخرين شب در 13 قسمت 40 دقيقه‌اي آماده نمايش شده است .
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

ديدار شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 9:38

نويسنده و كارگردان: سيدجواد هاشمي

تدوين: سيدجواد هاشمي - اوژن سيد اشرفي

موسيقي: شهروز حقي

خواننده : علي لهراسبي

مجري طرح و مدير توليد: محمود محمدطائمه

برنامه‌ريز: سيامك كاشف‌آذر

دستيار اول كارگردان: شاهين صمدپور

مدير تصويربرداري: حميد احمدي

طراح چهره‌پردازي: علي خورشيد

صدابردار: حميد دژاكام

منشي صحنه:محبوبه نظري

عكاس: فروغ صنيعي

بازيگران:

      سيد جواد‌هاشمي - غلامحسين لطفي - نسرين مقانلو - مهران رجبي (مدير مدرسه ) - ارژنگ اميرفضلي (فرهاد)‌، علي صالحي (شاگرد سمسار)‌، آتش تقي‌پور (سمسار)‌، سولماز آقمقاني (سمانه)‌، ابوالفضل همراه (عباس)‌، عزت‌الله رمضاني‌فر (مستخدم مدرسه)‌ و مهدي عطاران (حميد)

محصول: ۱۳۸۷

     داستان اين سريال درباره نوجواني به اسم حميد است كه در صندوقچه قديمي مادرش يك لباس بسيجي خون‌آلود پيدا مي‌كند. مادرش ناهيد به خاطر اين كار به شدت او را تنبيه مي‌كند، اما دليلي برايش نمي‌آورد. از سوي ديگر يك بسيجي به اسم سعيد كه تنها با در دست داشتن يك عكس در جستجوي حميد است، به عنوان مربي در مدرسه‌اي كه او مشغول درس‌خواندن است، مشغول به كار مي‌شود. او كه آزاده است يك آدم مذهبي است. اما با پيدا كردن صاحب عكس از خودش رفتارهايي بروز مي‌دهد كه ديگران را به تعجب وا مي‌دارد.

 


مناسبت پخش اين سريال كه سيدجواد‌هاشمي نويسندگي و كارگرداني‌اش را بر عهده داشته است، شهادت حسين فهميده و هفته بسيج دانش‌آموزي است.
سيد جواد‌هاشمي درگفتگو با خبرنگار جام‌جم مي‌گويد كه هدف از توليد اين سريال، معرفي بسيج بوده است. او اضافه مي‌كند: اگر بخواهيم فرهنگ بسيجي در كشور رشد كند بايد از نوجوان‌ها و جوان‌ها شروع كنيم كه خاطرات ارزشمند دفاع مقدس را شنيده‌اند ولي آن را حس نكرده‌اند. ما بايد اين نسل سوم را با كساني كه در دفاع مقدس از همه چيزشان گذشتند آشنا كنيم.

به گفته كارگردان، كار از 22 تيرماه ۱۳۸۷ كليد خورده و تا اواخر شهريور ۱۳۸۷تصويربرداري‌اش به پايان رسيده است.

«ديدار» به سفارش مديريت فرهنگي  هنري سازمان بسيج دانش‌آموزي توليد شده است.
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

آخرين دعوت شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 9:22

كارگردان: حسين سهيلي زاده

نويسندگان: عليرضا كاظمي پور - سعید جلالی - محمد بیرانوند

مشاور فیلمنامه و ناظر کیفی: رحمان سیفی ازاد

ديالوگ‌هاي زمان حال :سعيد جلالي 

ديالوگ ‌هاي بخش‌هاي تاريخي:محمد بيرانوند

موسيقي : آرمان موسي‌پور

مدير تصوير‌برداري: محمد افسري

دستیاران تصویربردار: وحید جهانشیری - فرهاد میرزائی - رضا رجبی - سهیل ملکی

صدابردار: مهدي آزادي

دستیار: حمید غیبی

تدوین و صداگذاری: امیر عابدی

تیتراژ: شاهین افشاری

خواننده: محمد اصفهانی

کمانچه: جابر اطاعتی

نی: علی عابدی

دودوک و کلارینت: آربی قریبیان

گیتار: ثمین وطن دوست

آوا: آرزو دریکوند - شهریار شاهی

ضبط موسیقی تیتراژ: استودیو پاپ

صدابردار: میلاد فرهودی

ساخت ملودی تیتراژ پایان: آرمان موسی پور - محمد علیزاده

جلوه های ویژه رایانه ای: رضا فخاریه - طناز فخاریه

طراح گريم: محمدرضا قومي

مجریان گریم: حمید فروهر - حجت بابائی - مریم نوری - شهرزاد عقیقی

طراح صحنه و لباس (دوره حال:) آنيتا جواهرچي

طراح صحنه و لباس (دوره تاريخي:) فرهاد عزيزي‌فرد

دستيار كارگردان : کاوه آذرآئین - سیدعلی مرعشی - مهدی توکلی

برنامه ریزان: رضا بختیاری نیک - مجتبی خادم زاده

منشی صحنه: سارا مطلق - بیژن حجازی

مدير توليد: ناصر ريحان‌صفت

تهيه كننده: مهران رسام

بازيگران:

       فرامرز قريبيان - حامد بهداد - الهام حميدي - مرجان شيرمحمدي - پرويز فلاحي‌پور - شهرام عبدلي - سیاوش طهمورث - محمد عمراني - حبیب دهقان نسب - حسین سحرخیز - امیر دژاکام - مرحوم ابوالقاسم جلالی - سپيده ذاكري - سعید نورالهی - امیرکاوه آهن جان - بهناز توکلی - زهره حمیدی - فرهاد پور ابوالقاسم - بیژن سیفان - محمدرضا باسمه چی - حبیب اله حداد - طاهره اعلائی - محمدحسین اعلائی - بهرام ابراهیمی - مسعود مبارکی - حامد جعفری کیا - صبا کمالی - اکبر مددی مهر - شکراله حسنی - رضا نیلی - نرگس نظری - مهدی اصغری.

محصول: ۱۳۸۷

 آخرين دعوت، قصه مقطعي از زندگي يوسف زماني‌فر، نماينده سابق مجلس و استاد دانشگاه است كه براي پيدا كردن اسنادي عازم زادگاهش مي‌شود، اما طي حادثه‌اي سر از كوفه سال 61هجري در مي‌آورد.
 
 
 
جام جم آنلاين:
 
اولين قسمت اين سريال با بازي فرامرز قريبيان آغاز مي‌شود. فردي ناشناس به زماني تلفن مي‌زند و مي‌گويد اطلاعات محرمانه‌اي دارد كه مي‌تواند در اختيار او قرار دهد.

به گفته مهران رسام، تهيه‌كننده سريال آخرين دعوت، قسمت اول و دوم سريال در زمان حال مي‌گذرد، و از قسمت سوم به بعد داستان، سريال به صورت موازي در حال و گذشته روايت مي‌شود.

فرامرز قريبيان كه رمضان امسال بازيگر نقش حاج رضا در سريال روز حسرت بود، در سريال آخرين دعوت نقش يوسف زماني را بازي مي‌كند؛ زماني نماينده مجلس است كه از ديگر همكارانش اسنادي را به دست مي‌آورد و به همين دليل راهي زادگاهش مي‌شود، اما بين راه تصادف مي‌كند و زماني كه چشم باز مي‌كند، خود را در روز عاشورا سال 61 هجري قمري مي‌بيند.

حامد بهداد كه پيش از اين، او را در سريال «يك مشت پرعقاب» ديده‌ايم، در سريال آخرين دعوت نقش عماد، داماد زماني را بازي مي‌كند كه مي‌خواهد با شعار خدمت به مردم به عنوان نماينده وارد مجلس شود. نقش كيميا، دختر زماني را الهام حميدي بازي مي‌كند، او وكالت مي‌خواند و با پدرش روابط دوستانه‌اي دارد.

شهرام عبدلي هم در آخرين دعوت نقش شهرام خجسته را بازي مي‌كند. او مشاور تبليغاتي عماد است و تلاش مي‌كند او را با شعار خدمت به مردم راهي مجلس كند.

اين مجموعه ابتدا زخمهاي رويا نام داشت.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

روژان شنبه هفتم خرداد 1390 18:4

كارگردان: ماشااله شاهمرادي زاده

تدوين : حسن آقايي

تصويربردار: نصرالله کبيري 

طراح و چهره پردازي : بابک شعاعي 

صدابردار: محمد شيوندي 

مشاور فيلمنامه : شهريار بحراني

موسيقي : ستار اورکي

مديرتصويربرداري : هاشم عطار

مدير توليد: ابراهيم اصغري

تهيه کننده : سيدرضا شکري

بازيگران :

        رضا سعيدي ، پرستو صالحي ، جعفر دهقان ، رضا ايرانمنش ، هما خاکپاش ، رضا توکلي ، مهران احمدي ، مصطفي بيطرفان و مجيد عبدالعظيمي

محصول: ۱۳۸۲

قصه اصلي «روژان» در زمان جنگ رخ مي دهد، زماني که حميد از جبهه به مرخصي مي آيد ، به خواستگاري دختر موردعلاقه اش معصومه (پرستو صالحي) مي رود ، اما پدر معصومه (رضا سعيدي) با ازدواج آنها موافقت نمي کند. حميد دوباره به جبهه برمي گردد و مجروح مي شود و در بيمارستان با سروصورت باندپيچي شده بستري مي شود. در بيمارستان همرزمان حميد که آنها نيز مجروح هستند براي دانش آموزاني که به ديدار آنها مي آيند ، خاطرات جنگ را بازگو مي کنند. معصومه ، معلم يکي از مدارس است . او بارها به بيمارستان مي آيد ؛ اما حميد را نمي شناسد. سريال «روژان» با پادرمياني همرزمان حميد به ازدواج او با معصومه خاتمه مي يابد. 

اين سريال خردادماه ۱۳۸۲در تهران تصويربرداري شد

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

مار و پله شنبه هفتم خرداد 1390 17:50

كارگردان: سيدمحسن يوسفي

فيلمنامه :جواد طالبي ، محسن يوسفي

تصويربردار: ناصر محمود کلايه

تدوينگر: حميد حاجي نوروزي

صداگذار: حسين مهدوي

آهنگساز: حميدرضا صدري

طراح صحنه و لباس: فرامز بادرام پور

صدابردار: محمد حبيبي

طراح گريم: محمود مهدوي 

تهيه کننده: فاطمه سمرقندي

مدير توليد: سعيد دليري

بازيگران:

      دانيال حکيمي ، زيبا بروفه و عبدالرضا اکبري ، فخرالدين صديق شريف

محصول: ۱۳۸۵

در اين سريال ، دانيال حکيمي که بيشتر نقش آدمهاي مثبت را بازي مي کند، نقش منفي دارد و اسمش سيروس است ؛ اما نقش اول مار و پله را زيبا بروفه بازي مي کند. او در اين سريال نقش شيوا پاليزي را به عهده دارد. شيوا پاليزي ، مامور بسيار دقيق و وظيفه شناس سازمان امور مالياتي است.
وي در يکي از تحقيقات خود به افشاي پرونده مالي و سو استفاده هاي اقتصادي مردي خطرناک به نام شاهرخ برزي (عبدالرضا اکبري) اقدام مي کند. شاهرخ ابتدا به وسيله رشوه و سپس با تهديد مي کوشد شيوا را از ادامه کارش باز دارد، اما موفق نمي شود، بنابراين تصميم مي گيرد براي گرفتن انتقام به زندگي خانوادگي شيوا وارد شود و در اين راه با سيروس ، همسر شيوا طرح دوستي مي ريزد و...

جام جم آنلاين:

 
اين سريال پيش از اين «فرداي روشن» نام داشت و محسن يوسفي آن را کارگرداني کرده است.

مار و پله در 10قسمت 50دقيقه اي براي پخش از شبکه 2سيما توليد شده است. تصويربرداري مار و پله که سازمان مالياتي کشور نيز در توليد آن مشارکت دارد، ارديبهشت ۱۳۸۵ در تهران کليد خورد و پس از 50جلسه تصويربرداري وارد مراحل آماده سازي شد.
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

وكيل آمريكائي (تله تئاتر) شنبه هفتم خرداد 1390 17:42

كارگردان: مرتضي احمدي هرندي - حسن خليلي فر

تهيه كننده: سيدعلي اکبر محمودي مهريزي 

بازيگران:

         اکبر ملايي و زهرا سليماني

محصول: ۱۳۸۴

 اين تله تئاتر قصه يک وکيل امريکايي است که در پي به تله انداختن زنان فرانسوي تبار مقيم امريکاست. او با ارائه مدارکي اين شبهه را در زنان ايجاد مي کند که آنها به خاندان سلطنتي فرانسه خواهند پيوست . کم کم اين شبهه براي زنان به باور تبديل مي شود وکيل آنها را سرکيسه مي کند، اما پيوستن به خاندان سلطنتي آنقدر طول مي کشد که زنها يا مي ميرند يا منصرف مي شوند.

متن اين نمايش تلويزيوني براساس نمايش «ملکه هاي فرانسوي» نوشته شده است.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

وكيل شنبه هفتم خرداد 1390 17:38

تهیه کننده و کارگردان: سیروس مقدم

بر اساس رمانی از جان گریشام


بازیگران:


         فریبرز عرب نیا، پانته آ بهرام، شهاب حسینی، زیبا نادری، عسگر قدس، خسرو فرخزادی، حسین خانی بیک، محمد مشاک، محمد رضا نوروزی، سید مهدی حیدری، محمود چهارسوقی، علیرضا وزیری زاده، مریم خلیلی زاده

پخش شده از شبکه تهران

محصول: ۱۳۸۱

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

پاتوق شنبه هفتم خرداد 1390 17:33

کارگردان: شاهین باباپور

کارگردان تلويزيوني : احمد قرباني 

تهيه کننده:  مجيد نادري

نویسنده: مهشيد تهراني - رويا اسدي

تصويربرداران : حميد روزبهاني و رضا دانشور

صدابردار: حميد يارندپور

مونتاژ: حميد سيفي

موسيقي : اميد کرامتي

دستيار اول کارگردان و برنامه ريز: نويد شيرازي 

طراح صحنه و لباس : کيوان ذوالفقاري

طراح گريم : مرتضي ضرابي

منشي صحنه : مهين شهبازي 

دستيار دوم کارگردان : مسعود غفارزاده

عکاس : فريدون کوچکي 

مدير توليد: محمود خسروي

روابط عمومي : سپيده کامراني - مرجان جنگلي

بازیگران ثابت:

     رضا بابک ، آزيتا لاچيني ، حبيب دهقان نسب ، زهره حميدي ، شهناز شهبازي و اميررضا دلاوري

بازیگران مهمان:

        محسن قاضي‌مرادي، مهوش وقاري ، زيبا بروفه ، آناهيتا همتي ، محمدعلي کشاورز، ميکائيل شهرستاني، روشنک عجميان، شهرام عبدلي، نگار فروزنده، علي اوسيوند، حسين خاني‌بيک، حسن شکوهي، مهدي صبايي، ليدا عباسي، زويا امامي، ساناز سماواتي، فاطمه بهارمست، مسعود غفارزاده، سعيد پيردوست، شهين عليزاده، حامد آقايي، زهره مزيناني، ارسيا صنعتي، اسماعيل شنگله، الناز وجدي، عليرضا مظاهري ، عرفان شرفزاده ، حسين معلومي حشمت آرميده ، اليزابت اميني و بهنوش بختياري، اصغر همت، اتابک نادری، آرش نوذری، رضا خندان، جلیل فرجاد، مونا فرجاد، مارال فرجاد، محمد موحد، رابعه اسکوئی، سیاره زکاء، افسانه ناصری، کاظم هژیر آزاد، مینا نوروزی، سودابه آقاجانی، کیومرث ملک مطیعی، ملکه رنجبر، نیکو خردمند، مهدی امینی‌خواه، سپند امیر سلیمانی، عباس محبوب، خشایار راد، اردلان شجاع کاوه، مجید یاسر، سعید سلطانی، فقیهه سلطانی، محمد حاتمی، شراره رخام، مهدی سلوکی، یلدا طباطبائی، بهزاد فراهانی، شقایق فراهانی، اکبر عبدی، رضا آشتیانی،‌ داوود رشیدی، لیلی رشیدی، افسر اسدی، آتش تقی‌پور، کاظم افرندنیا، مریم سلطانی

محصول: ۱۳۸۷ - ۱۳۸۶

تمام داستان هاي «پاتوق » در يک چايخانه مي گذرد؛ چايخانه اي موروثي که پس از سال ها متروکه بودن ، به دست 3نسل يک خانواده بازگشايي مي شود تا در هر قسمت از کار، ماجراهاي تلخ و شيرين در آن اتفاق بيفتد. بخش زيادي از اين اتفاقات به واسطه حضور مشتريان مختلفي است که در اين چايخانه رفت و آمد مي کنند.

کارگردان اين سريال که در 80 قسمت 20 تا 25 دقيقه اي به تصوير کشيده مي شود، شاهين باباپور است 

 
لزوما همه داستان ها طنز نيست و ويژگي آنها اين است که براي همه ممکن است اتفاق بيفتد. بالاي اين چايخانه ، يک مجتمع قضايي خانواده است و در پايين آن ، يک خانه سالمندان و روبه رويش هم يک تالار عروسي قرار دارد. مجموع همه اين مکان ها طوري چيده شده که بعضي از قصه ها از داخل آنها شروع شود و به چايخانه برسد.

رضا بابک و آزيتا لاچيني در نقش آقاجون و خانم جون ، نسل اول اين خانواده در «پاتوق» بازي مي کنند. آقاجون يک کارمند بازنشسته بانک است که به خاطر بيکاري نوه هايش تصميم مي گيرد اين چايخانه سنتي و متروکه را دوباره راه بيندازد. خانم جون يا مادربزرگ هم مثل همه زن هاي سنتي ايراني خانه دار است.

نسل دوم اين خانواده را حبيب دهقان نسب و زهره حميدي بازي مي کنند. دهقان نسب در نقش جلال داماد خانم جون و آقاجون ، معلم رياضي فيزيک است و زهره حميدي در نقش نرگس همسر او علاوه بر اين که در پاتوق به بقيه کمک مي کند، لباس عروس هم مي دوزد اما نمايندگان نسل سوم کار هم اميررضا دلاوري و شهناز شهبازي هستند و آن طور که از نام هايشان برمي آيد اميد و آرزو قرار است به همه جوان ها همان چيزي را بدهند که جامعه خيلي به آن نياز دارد.

آرزو دانشجوي ادبيات است و اميد ديپلمه اي که هر چي زور زده ، نتوانسته وارد دانشگاه بشود. بد نيست از نقش هاي ديگر کار هم بيشتر بدانيد. محمدعلي کشاورز در اين مجموعه تلويزيوني در نقش خودش بازي مي کند که گاهي به بهانه رفاقتش با آقاجون در پاتوق حاضر مي شود.

اسماعيل شنگله هم نقش يک متخصص مغز و اعصاب را بازي مي کند که بچه هايش رفته اند خارج و حسابي تنها مانده ، يک راننده هم دارد که نقشش را حامد آقايي بازي مي کند. نگار فروزنده وکيل است و ميکائيل شهرستاني هر بار با گريم هاي متفاوت در نقش هاي مختلفي حاضر مي شود.

 

به گزارش مهر، مجموعه اپيزوديک گروه خانواده شبکه يک به تهيه‌کنندگي مجيد نادري شامل 80 داستان 20 تا 25 دقيقه‌اي است و بر مبناي فيلمنامه مهشيد تهراني و رويا اسدي در قالب تراژدي کمدي ساخته شده است.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

یک وجب خاک شنبه هفتم خرداد 1390 17:8

کارگردان: علی عبدالعلی زاده

فيلمنامه : خشايار الوند

مدير تصويربرداري: هوشنگ غفوري

دستیار اول نور و تصویر: مجید طرقی

دستیاران: سامان احمدی - مهدی رجبی - محمدرضا رجبی - رامین غفوری - ابوالفضا رفیعی

آهنگساز: حمیدرضا صدری

آهنگساز تیتراژ: مجید اخشابی

شاعر: عبدالجبار کاکائی

خواننده: مجید اخشابی

تدوين: رضا بهارانگيز

دستیار تدوین: افسانه افخمی

عکاس: سهيلا کاشفي - فرزاد جعفری

مدیر برنامه ريزی و دستيار اول کارگردان: فرشاد ارج

دستیاران کارگردان: افشین رضائی - کورش اشرف احمدی - سپیده کامرانی - فرزاد جعفری

مشاور تولید: شاهين باباپور

طراح صحنه و لباس و دکور: حسين عالي نژاد 

دستیار اول صحنه و لباس و دکور: علیرضا پورسلطانی

دستیاران صحنه و لباس و دکور: مریم رحمانی - اسماعیل قنبری - مهدی کی مرزی - محمد باغستانی - سلمان جمالی - ابوالفضل باقرزاده

خیاط: زهره مرتضوی

چهره پرداز: آرمين اسماعيلي

مجریان: پریسا نیک خصلت - میثم قراگوزلو - سهیلا کاشفی

صدابردار: بهروز عابديني 

صداگذاری و میکس: حسین مهدوی

دستیاران صدابردار: سیروس عابدینی - علی کیان ارثی

منشی صحنه: آرزو نیکپور

روابط عمومي: سپيده کامراني

ناظر کیفی: علیرضا افخمی

مشاور انتظامی: سرهنگ عبداله قاسمی

تولید و تدارکات: شاهپور دلدار - علی خلیلی - مسعود مهدوی

دستیار اول تدارکات: مجتبی زندیه

تصویربردار پشت صحنه: نورالدین سبحانی

امور مالی: کورش صفی خانی

امور اداری: مرجان جنگلی

سینه موبیل: محمود بیابانی - محمد بیابانی

فیلمرو: حمید کشاورز

مسئول برق: کریم جهانبخش سفیدکمر

خدمات: ابوالفضل جعفری - میثم پورجعفری - سلمان جمالی - علی غلامی - حسن حسین زاده

حمل و نقل: وحید دستخوش - حسین پژنگ - پژمان دهوئی - علیرضا سخائیان - محسن حریری - علی بیگلری - یدالله شهیدی - مجید زماندار - محمد پژنگ - محمدعلی رنگین

مسئول هنروران: امین رحمتی - فریبا سلیمانی

ماشین صحنه: جابر ذاکری

تهيه کننده: بهروز مفيد

بازیگران:

    رضا بابک - مهتاج نجومي - رامتين خداپناهي - يوسف تيموري - آناهيتا همتي - برزو ارجمند - محسن قاضي مرادي - مهران رجبی - روشنک عجميان - مریم خدارحمی - ابوالفضل پورعرب - عباس محبوب - محمود بهرامي - داریوش اسدزاده - مهوش وقاری - ساقی زینتی - مليکا ناظري - انوشیروان ارجمند - فرشید زارعی فرد - رضا توکلی - آرش نوذری - سروین رفیعیان - سیدجلال طباطبائی - نجات علی مرادی - بهشاد شریفیان - محمد رضوی شاد - سهیلا کاشفی - سعید قره خانلو - سیدرضا حسینی - سیدجواد زیتونی - سیامک اشعریون - پیام خواجویی - محمد قلی بیگی - سیدشکراله حسنی - عباس خسروی - فرج اله گلسفیدی - علی حسن ناصری - مسعود مهدوی - مجید طرقی - حسین پژنگ - سیدامیر عبادی - سیاوش قاسمی - علی علیدوستی - فرزاد جعفری - محسن حریری - علیرضا اکبری - پژمان دهوئی - سپیده اسکندری - عباس مرادی - اشکان کحالی - حسنیه خدائی - امید خطیبی - محمد گلشایی - رضا تقی زاده - علی بیگلری - ابوطالب طاهری - سجاد وفا - علی اشوری - علی طهماسبی - مجتبی دهنوی - خدارحم کوهکن - محمدجواد میری - امیرحسین اخوان - امید علیمردانی - شهریار علی یاری - اصغر نیک ورز - مهدی نوبهار - نیوشا صابونچی - علیرضا سخائیان - علی ریاحی - محمد بیابانی - علی غلامی - مجتبی زندیه - ابوالفضل جعفری - محسن دوکوشکانی.

محصول: ۱۳۸۶

داستان مردي به نام افشاري ، بازنشسته و معتمد محل که دست و دلباز و خير هم هست و به اين دليل به بهانه هاي گوناگون به ديگران کمک مي کند. همين موضوع دليلي مي شود تا مردم محل براي حل مشکلات ريز و درشتشان به او مراجعه کنند اما اين تازه آغاز ماجراست . يکباره پول هنگفتي به خانواده افشاري مي رسد ، همه چيز در ابتدا خوب و عالي است اما در ادامه ماجرا ، آرامش از دست مي رود و همه چيز دستخوش تغيير مي شود.

این مجموعه ابتدا نقشی بر زندگی نام داشت.

جام جم آنلاين:
 
مي گويد: سريال ما داستان زندگي جاري آدمهاست. قطعه اي از زندگي آدمهاي اطراف ماست. آثار زيادي را مي بيني که ممکن است دلمشغوليت نباشد ، ولي وقتي به آن نگاه مي کني متوجه مي شوي که به خودت نگاه کرده اي.

به نظرم سريال «نقشي بر زندگي» چنين حال و هوايي دارد که شخصيت گل درشت آن افشاري است. او با تغيير موقعيتي که روي مي دهد دچار يک دوگانگي مي شود و البته اين دوگانگي به کمک اعضاي خانواده اش ختم بخير مي شود.
مي گويد: پس از سريال «زيرزمين » که تهيه کنندگي آن را به عهده داشتم طرحي 20 صفحه اي به شبکه 3 سيما دادم با نام نقشي بر زندگي و خب طبيعي بود که شبکه بايد از ميان طرحهاي رسيده يکي را انتخاب کند و اين موضوع به زمان نياز داشت تا اين که اول ارديبهشت به ما گفتند که طرح پذيرفته شده است. با زمان کمي که تا ماه رمضان در اختيار داشتيم دست به کار شديم و سريال را جلوي دوربين برديم.
اينها صحبت هاي بهروز مفيد، تهيه کننده سريال نقشي بر زندگي است که اين روزها در لوکيشني حوالي ميدان قيام کار تصويربرداري آن به کارگرداني علي عبدالعلي زاده ادامه دارد.

لوکيشن اين سريال چيزي شبيه لوکيشن سريال زيرزمين در منطقه پامنار است. يک خانه کاملا قديمي که به لطف طراحي صحنه تلاش شده ريختگي هايش مرمت شود و شکل امروزي تري پيدا کند. گروه فيلم و سريال شبکه 3 سيما امسال هم در ماه رمضان با يک سريال طنز به خانه ها خواهد آمد. نقشي بر زندگي داستان پيچيده اي ندارد. صادق افشاري ، مرد بازنشسته و معتمد محل است که به خاطر روحيه خاصش مدام تلاش مي کند به بهانه هاي مختلف به ديگران کمک کند.
با وجود توصيه هاي ديگران او به کارش ادامه مي دهد و همين موضوع دليلي مي شود تا مردم محل براي حل مشکلات ريز و درشتشان به او مراجعه کنند؛ اما اين تازه آغاز ماجراست.
يک باره پول هنگفتي به خانواده افشاري مي رسد، اگرچه ابتدا همه چيز معمولي به نظر مي رسد اما روند حوادث به گونه اي پيش مي رود که افشاري و خانواده اش با ماجراهاي پيش بيني نشده اي روبه رو مي شوند.
مفيد درباره ويژگي هاي نقشي بر زندگي مي گويد: تعريفي که ما از داستان اين سريال داريم اين است که علاوه بر معناگرا بودن ، از طنز موقعيت هم بهره ببرد.

اين اتفاق قبلا افتاده
توي حياط، يکي از سکانس هاي سريال در حال تصويربرداري است که البته هر بار بر اثر اتفاقي تصويربرداري قطع مي شود. علي عبدالعلي زاده که پيشتر آثاري چون 13 گربه روي شيرواني ، تارزن و تارزان و سرتو بدزد رفيق را کارگرداني کرد. درباره کارگرداني نقشي بر زندگي مي گويد: وقتي طرح را خواندم به خاطر طنزي که در آن بود پذيرفتم آن را بسازم چون بيشتر آثاري که من ساخته ام در حوزه طنز بوده اند.
خب ماه رمضان يکجوري ويترين است. در اين ماه سريال ها ديده مي شوند. سريال ها پشت سر هم پخش مي شوند و براي فيلمساز هم موقعيت خوبي است که خودش را محک بزند براي اين که ببيند مي تواند اثري بسازد که طيف وسيعي از تماشاگران را با خود همراه کند يا نه. مي شود گفت حرکت بر لبه تيغ است.
اما اين موضوعي نيست که عبدالعلي زاده از آن واهمه داشته باشد. طرح سريال ارديبهشت تصويب و باعث شده کار نگارش فيلمنامه و تصويربرداري همزمان انجام شود. امروز قسمت هشتم فيلمنامه تازه به گروه توليد رسيده است . عبدالعلي زاده در اين باره مي گويد: هنگام ساخت اولين فيلمم تعقيب بدون فيلمنامه سرصحنه رفتم.
يک صفحه کاغذ داشتم و سرفصل سکانس ها که درآن چه اتفاقاتي مي افتد. سريال بعدي هم که در سال 75 به نام «گروه نجات» ساختم باز هم به همين گونه بود.
ما فيلمنامه نداشتيم ؛ البته هيچ وقت نمي گويم که نداشتن فيلمنامه چيز خوبي است ، ولي ترس و واهمه اي هم ندارم.
براي اين که چنين اتفاقي قبلا برايم افتاده است. سال 83 ، روز پيش از شروع فيلمبرداري بازيگر ما نيامد. من در عرض يک شبانه روز فيلمنامه را عوض کردم. براي من ايده آل است که فيلمنامه کامل را در دست داشته باشم ، ولي خب من به شکلهاي ديگر هم کار کرده ام.
او در ادامه مي گويد: نقشي بر زندگي يک کمدي اسلپ استيک نيست که ما از ابتدا دلمان را بگيريم و ريسه برويم ؛ البته با توجه به حال و هواي ماه رمضان ، در حد لبخند موقعيت هايي را پديد مي آوريم. قرارمان بر اين است که زندگي آدم ها را نمايش دهيم. نمي خواهيم به هر طريقي مخاطب را بخندانيم.
صحنه اي که قرار است تصويربرداري شود يکي از همان صحنه هايي است که شخصيت آقاي افشاري و خانواده او را بيشتر نمايان مي کند. در اين صحنه برزو ارجمند در نقش حميد، پسر افشاري و مهتاج نجومي در نقش عالم ، خانم همسر افشاري ظاهر شده اند.
حميد: آقاي حسيني. اينجا خانواده زندگي مي کنه. انبار که نيست.
حسيني: چيزي نيست حميد جون. چارتيکه اثاث خونه اس. من خودم با آقاي افشاري صحبت کردم گفت اشکالي نداره. وردار بيار!
عالم خانم (جلو مي آيد): افشاري صبح از خونه رفته بيرون. شما کي باهاش صحبت کردي؛
حسيني: دروغ که نمي گم عالم خانم. صبح تو کوچه داشت مي رفت ازش خواهش کردم. يه دو روزي اين اثاث ما پيش شما امانت بمونه گفت باشه. نشون به اون نشون که مي خواست بره طرفاي الهيه از من آدرس پرسيد.

کمتر کار مي کنم


رضا بابک ، بازيگر نام آشناي تئاتر، سينما و تلويزيون که در اين سريال ايفاگر نقش صادق افشاري است با توضيح اين که از طرح سريال خوشش آمده ، مي گويد: يکي دو سالي است که من کمتر کار مي کنم. مشکل کارهاي تلويزيوني بخصوص آثاري که بايد در زمان خاصي پخش شوند شتابي است که هنگام ساخت اين آثار وجود دارد.
اين موضوع به هر حال تاثير منفي روي همه چيز مي گذارد. هميشه اين مثال راه زده ام ، بچه اي که قرار است متولد شود به طور طبيعي بايد تا يک زماني در شکم مادر بماند. کمتر از آن طبيعي نيست. سالهاست که من اين موضوع را مي گويم که چرا ما هميشه دقيقه 90 کار مي کنيم.
عجله و شتاب زياد هم به کيفيت کار و هم به سلامت گروه ضربه مي زند. بازيگر نمي تواند شب تا صبح کار کند و روز بعد استراحت نکرده ، سر کار حاضر شود. رضا بابک که در اين شبها از او گل بارون زده از شبکه 3 سيما پخش مي شود درباره شخصيت افشاري مي گويد: صادق افشاري پدر خانواده است. بچه هايي دارد که هرکدام روياي خاص خودشان را دارند. اين آدم ، آدم نجيبي است که نمي تواند نه بگويد و دوست دارد اگر کسي مشکلي دارد آن را حل کند. به هر حال او دارد زيادي از خودش مايه مي گذارد و اين در نهايت برايش دردسرساز مي شود

حميد: حالا شما برو. وقتي خودش اومد بيا. تا بعد از ظهر برمي گرده.
حسيني: من کلي پول وانت و کارگر دادم حميد جون. نمي تونم تا بعد از ظهر علافشون کنم که. همين گوشه حياط مي چينمشون. کاري به شما نداره.
عالم خانم: ببين چه کارهايي مي کنه اين بابات؛
هوا بشدت گرم است و به خاطر اين که امکان روشن کردن کولرهاي نيست همه با باد بزن دستي خود را خنک مي کنند.
طنز متفاوت
برزو ارجمند، بازيگر نقش حميد هم با توضيح اين که طنز متفاوتي را در اين سريال تجربه مي کند، مي گويد: وقتي متن فيلمنامه کامل باشد مثل صاحبدلان شما نقشه هاي درست تري براي ارائه نقش مي تواني بکشي ، اما در اينجا چون ما در مرحله توليد قرار داريم و متنها تازه به دستمان مي رسد اين امکان وجود ندارد، اما در صاحبدلان با آن که 100 روز کار تصويربرداري داشتيم ، ولي به دليل اين که متن کامل داشتيم نمودار مشخصي هم از شخصيت ها داشتيم.
حالا مکان دوربين را تغيير داده اند. قرار است ادامه آن پلان تصويربرداري شود.
حسيني: (از لاي در به بيرون) بياين تو بچه ها. به در و ديوار نزنين چيزي رو.
لنگه در باز مي شود. وانتي پر از اثاثيه ديده مي شود که بعضي از آنها در کارتن هستند. حميد با تعجب به آنها نگاه مي کند. کارگرها اسباب و وسيله به دست وارد مي شوند.
حميد: کل اثاث خونه شو ورداشته آورده اينجا.
عالم خانم: عيبي نداره پسرم. حتما صاحبخونه جوابش کرده. فقط تو همين جوري يه آمار بگير ببين چي آورده. پس فردا يه چيزي کم نباشه ، جوابگو بشيم.
حميد (به حسيني): ما احتمالا فردا شب مهمون داريما. کي مي ياي ببريشون؛
حسيني: (در حال حمل اثاث) مهمونتون که نمي خواهد بياد گوشه حياط بشينه. هست اين کنار. کاريم به شما نداره. فوقش يه پارچه اي چيزي بکشين روش.
کارگردان که کات مي دهد فرصتي پيش مي آيد تا گروه براي تصويربرداري صحنه بعد آماده شوند. روشنک عجميان ، يکي ديگر از بازيگران اين مجموعه است.
او مي گويد: من نقش سوسن دختر بزرگ خانواده افشاري را بازي مي کنم. سوسن ويژگي خاصي ندارد. براي اين که خانمها در سريال هاي طنز ويژگي خاصي ندارند؛ اما نسبت به دختر ديگر خانواده ، خيلي سنگين تر است.
او که در سريال پخش نشده «باباي خجالتي» به همراه مرحوم منوچهر نوذري به ايفاي نقش پرداخته است ، مي گويد: مي شود گفت نقشي که در باباي خجالتي داشتم جزو نقشهايي بود که براي من خيلي کم تکرار شد. به خاطر اين که من بيشتر نقش دخترهاي خوب و مهربان و... را بازي مي کردم ، چيزي که مثلا در «کوچه اقاقيا» هم شاهد آن بوديم ، ولي در باباي خجالتي نقش دختر شيطان دانشجويي که عاشق مادرش بوده و هميشه غصه از دست دادن پدرش را داشته و يک جورايي به عنوان مرد خانواده محسوب مي شده را بازي مي کرد.
عجميان با اشاره به تجربه اجراي يک برنامه زنده تلويزيوني مي گويد: به هر حال اجراي زنده ، سختيهاي خودش را دارد، چون در اجراي زنده بايد مواظف خيلي چيزها باشي. بسياري از قوانيني که بايد اينجا رعايت کنيد در يک اجراي زنده هم بايد رعايت شوند. راستش ابتدا نمي خواستم به عنوان يک مجري شناخته شوم. بيشتر دوست داشتم به عنوان يک بازيگر شناخته شوم ، ولي الان که دارم اين کار را انجام مي دهم بايد بگويم اصلا پشيمان نيستم.
محسن قاضي مرادي ، بازيگر نقش دايي پرويز است. خودش درباره نقش اش مي گويد: اين يک آدم يلخي است که اصلا برايش مهم نيست سر و وضعش به چه شکل باشد. بيشتر هم دنبال مال و منال است. يک پسر دارد که نقش او را يوسف تيموري بازي مي کند. با شوهر خواهرش يعني صادق افشاري بده بستان خوبي ندارد. مدام سعي مي کند او را اذيت کند. اگر جايي با او مهربان صحبت مي کند، در پلان بعدي به او بد و بيراه مي گويد. حتي در مراسم خواستگاري که بايد از سر مهر صحبت کند، عملا برخلاف تصور همه صحبت مي کند و همه چيز را به هم مي ريزد.
آدم بد و خوب نداريم
رامتين خداپناهي هم نقش محسن ، داماد خانواده افشاري را بازي مي کند. خداپناهي در پاسخ به اين پرسش که آيا اين نقش منفي است يا مثبت ، مي گويد: من بارها گفته ام که آدم خوب يا بد موجود نيست. بد و خوب را واکنش هاي ما در برابر کنشهاي اجتماع مي سازد. اسامي مختلفي مي توان روي اين واکنش ها گذاشت.
هر آدم براساس نوع جهان بيني اش مي تواند هنجار يا نابهنجار باشد. اين آدم در درگيري ها و پيچيدگي هاي خاص خودش را دارد. به زعم خودش براي نجات خودش دست به تلاش مي زند و راههاي گوناگوني را براي اين کار انتخاب مي کند. بله. يک جورايي اين شخصيت ، آدم بد قصه است.
بازيگر فيلم سنگ ، کاغذ، قيچي درباره طنز تلويزيوني مي گويد: ما طنز تلويزيوني و کمدي تلويزيوني به مفهوم تعريف علمي جهاني اش نداريم. حالا بعضي از بازيهاي کلامي که در اين کار با توجه به رفتارهاي شخصيتي انجام مي شود، مي تواند باعث خنده در تماشاچيان بشود؛ ولي اين موضوع ربطي به طنز ندارد، ربطي به کمدي هم ندارد. به نوعي يک موقعيت ايجاد مي کند که بيشتر بارش روي بازيگران اين آثار است.


مهدي غلامحيدري
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

چهل تكه چهارشنبه چهارم خرداد 1390 18:40

كارگردان: امير فيضي

ساخت عروسك و عروسك گرداني : اكرم صانعي 

صداپيشگي :افسانه اعياني

تدوينگران: داريوش ماندني‌زاده و حميدرضا كريم‌زاده

تهيه كننده: عليرضا كريم زاده

بازيگران :

      مهديه نساج، سيد رضا موسوي، امير فيضي

محصول: ۱۳۸۸

به گزارش خبرگزاري فارس، عليرضا كريم‌زاده، تهيه كننده «چهل تكه» با بيان اين مطلب گفت: اين برنامه در 100 قسمت 7 دقيقه‌اي ساخته شده و با زباني كودكانه و ساده به موضوعات اجتماعي، آموزشي و بهداشتي روز مي‌پردازد. به‌طور مثال حقوق كودك، كتابخواني، بهداشت فردي و ... در اين برنامه مطرح مي‌شود.
در اين برنامه؛ «چهل تكه» نام عروسكي است كه هر تكه لباس آن متعلق به يك نفر است و داستان اين افراد را روايت مي‌كند.

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

بيست چهارشنبه چهارم خرداد 1390 18:35

كارگردان: محمد حسن زاده

تصوير و نور: رضا دانشور

دستيار صدا: داود ربيعي

دستيار نور: ابوالفضل ذوالقدر

مجري و طراح صحنه: سارا مجد

برنامه‌ريز: باران حسن‌زاده

دستيار دوم: محمدجان بزرگي

دستيار صحنه: تينا آبش‌زاده

منشي صحنه: نفيسه ميرشمسي

مسئول فني: مجيد رنجبر

طراح گريم: ثريا فتحيان

نويسنده: ريحانه حسن‌زاده

صدابردار:حسين نقوي

اجراي گريم:مهدي ملكي- منصوره كاملي

مدير توليد: علينقي حسيني

دستيار توليد: عيسي سيفي - پريسا عبدي خجسته

تداركات: اسد چراغي

حمل و نقل:محمد افتخاريان، اسماعيلي و نيازي.

تهيه كننده : پروين شمشكي

بازيگران:

       حسين رفيعي، رابعه اسكوئي، سوسن پرور، حامد كلاهداري، حسين مهري، آرش غلام‌آزاد، مريم پيركاري و فريد كشكولي

محصول: ۱۳۸۸

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، برنامه «بيست» شامل چهار آيتم نمايشي است كه به مدت كلي 30 دقيقه است.
آيتم اول شامل آيتم خانه ماست كه اين خانه يك خانواده چهارنفره دارد كه حول يك موضوع ثابت هر دفعه يك داستاني را پي‌گيري مي‌كند. اين خانواده شامل پدر و مادر و يك پسر و يك دختر است. آيتم دوم به نام خانواده بوم است كه هربار ما يك نوجوان دختر با نام آنور و يك نوجوان پسر به نام اينور را كه خواهر و برادر هستند مي‌بينيم كه حول يك موضوع ثابت هر بار حوادثي را پي‌گيري مي‌كنند.
آيتم سوم نيز به نام تربيت است كه يك پدر و پسر را هر بار دنبال مي‌كنيم كه اين پدر و پسر حوادثي را پي‌گيري مي‌كنند. آيتم آخر هم به نام «هري پاتر» شخصيت داستان اسم خود را هري گذاشته و هر بار با مادر بزرگش حوادثي را پي‌گيري مي‌كنند. در تمام سي دقيقه برنامه حول يك موضوع ثابت با گرايش‌هاي متفاوت صحبت مي‌كند.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

پنهان ، اما آشكار چهارشنبه چهارم خرداد 1390 18:24

كارگردان: سید محسن یوسفی

نویسندگان: احمد یاسر و علیرضا جزینی

مدیر تصویربرداری: حسین ملکی 

دستیار اول تصویر : آبتین سهامی

طراح صحنه و لباس: رضا حاج درویش

طراح گریم: علیرضا جواد پور

تدوین: رضا بهار انگیز

دستیار اول و برنامه‌ریز: حسین خضوعی

صدا: سیامک نیازی

عکاس: مهدیه لطیفی

منشی صحنه: شیدا سجادیان

دستیار دوم کارگردان: حامد مختاری

مدیر تدارکات: سعید هرمزی

دستیار تهیه: اکبر باطبی

مسوول هماهنگی و روابط عمومی: مجید فلاح شجاعی

تهیه کنندگان: محمد حسین لطیفی و مجید یاسر

محصول فیلم و سریال شبکه پنجم سیما

بازيگران:

      جمشید مشایخی، مریم امیرجلالی، بیژن بنفشه‌خواه، روشنک عجمیان ، یوسف صیادی ، محسن قاضی‌مرادی، جمشيد جهانزاده ، خشایار راد، مهشید حبیبی ، مهوش وقاری، محمد فیلی، سیدرضا حسینی و مجید یاسر

محصول: ۱۳۸۷

    «هوشنگ» (مجيد ياسر) با همسرش «نازنين» (روشنك عجميان) اختلاف دارد. آنان تصميم به جدايي مي‌گيرند! پس از آن «داوود» (بيژن بنفشه خواه) با همسرش «مريم» (مهشيد حبيبي) از كانادا مي‌آيند. هوشنگ و نازنين نمي‌خواهند دوستان‌شان متوجه جدايي آن دو شوند و براي پنهان كردن اين اتفاق ...


مجيد ياسر كه خودش به عنوان يكي از بازيگران اصلي در سريال حضور دارد درخصوص بازيگري خود گفت در ابتدا قرار نبود من بازيگر كار باشم. ما از همان آغاز پيش توليد سراغ چند نفر بازيگر رفتيم اما به دلايلي نتوانستيم با‌ آنان به توافق برسيم و در آخر آقاي لطيفي پيشنهاد داد كه نقش هوشنگ (يكي از شخصيت‌هاي اصلي) را من بازي كنم.

 
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

سرنوشت چهارشنبه چهارم خرداد 1390 18:4
كارگردان: محمدرضا زهتابي

فیلمنامه : حسن مشكلاتی

مونتاژ : محسن توكلی

موسیقی : محمد بهار

خواننده: رضا صادقي

تهيه كننده: اصغر زائري

بازيگران:

     محمد كاسبی، ثریا قاسمی، آتنه فقیه نصیری، جعفر دهقان، امید زندگانی، عبدالرضا اكبری، سولماز غنی ( سامیه)، آتش تقی پور،اصغر محبی، شراره رخام، ناصر گیتی جاه، پوراندخت مهیمن، بهزاد رحیم خانی، فریبا حیدری، گیتی ساعتچی، ماریه شاماهی و كیوان محمودنژاد

محصول: ۱۳۸۶

 این سریال ماجرای دختری به نام سامیه را دنبال می كند. او دختری است كه در كودكی خانواده خود را از دست داده و تنها بازمانده خانواده او برادرش سعید است. سال هاست كه سامیه برای پیدا كردن او در جست وجو است. سامیه هم اكنون دانشجوی فوق لیسانس رشته حقوق است و در كمیته امداد امام خمینی(ره) به عنوان مددكار مشغول به كار است. سامیه در حین فعالیت روزانه خود با مددجویان فراوانی روبه رو است. مهم ترین آنها زنی به نام ثریاست. ثریا مدتی است كه از شوهرش طلاق گرفته و به همراه تنها فرزندش، مژگان زندگی می كند...

مجموعه تلویزیونی «سرنوشت» پیش از این «سامیه» نام داشت و به تهیه كنندگی «علی اصغر زائری» ساخته شده است.

سریال سرنوشت در ۱۹ قسمت ساخته شده و از روز شنبه ۱۷ فروردین ماه  ۱۳۸۷ با سه روز پخش در هفته (شنبه، دوشنبه و چهارشنبه) به روی آنتن شبكه اول سیما رفت

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

غذا حاضر است چهارشنبه چهارم خرداد 1390 17:52

تهيه كننده و كارگردان: سید محمد ابراهیم مجرد

تدوین :مجید فخرایی نژاد

موسیقی : محمد یعقوبی 

بازيگران:

       فردوس کاویانی، مینا نوروزی، علی زرینی، علی یدالهی و روناک ابراهیم زاده

محصول: ۱۳۸۸

داستان آن درباره دختری است که برایش خواستگار می آید، اما مادر دختر اعلام می کند، دخترش چیزی از آشپزی نمی داند و قبل از رفتن به خانه بخت باید فوت و فن های آشپزی را یاد بگیرد و این مسئله بهانه ایی می شود تا ما در هر قسمت شاهد ماجراهای مختلفی در این مجموعه باشیم.

 به گزارش رسانه خبری شبکه یک سیما مجموعه طنز «غذا حاضر است» در 40 قسمت 15 دقیقه ایی در گروه جهاد شبکه یک سیما تهیه شده است و  مجرد هدف از تولید این مجموعه را آموزش استفاده صحیح از مواد غذایی عنوان کرد و افزود: راهکارهای بالا بردن کیفیت غذای جامعه، تغییر ذائقه مخاطبان و روش های بهینه سازی مصرف مواد غذایی از اهداف اصلی این مجموعه است.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |